پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥١
و کاپیتالیزم ، دنیای سومی درشرف تولد است که میتوان آن را نوعی
سوسیالیزم [١] نامید این گرایش تازه میخواهد آزادی افراد را محفوظ نگه
دارد ، و از این رو مالکیت خصوصی را در حد معقولی میپذیرد و هر مالکیتی
را مساوی با استثمار نمیداند و حتی میگوید عدالت اجتماعی در شکل اول
خودش نوعی ظلم است ، زیرا از آنجا که محصول کار هر کس به خودش تعلق
دارد ، وقتی بیایند به زور نیمی از محصول یک فرد را ، ولو به دلیل اینکه
خرج دیگری بیشتر است از او بگیرند ، این امر خود عین بیعدالتی است
استثمار در هر شکلش غلط است اگر من شما را بکار گماشته باشم و قسمتی از
محصول کار شما را بخود اختصاص بدهم شما را استثمار کردهام و این ظلم
است اما اگر من به میل خودم از مال و حاصل دسترنج خودم به دیگری بدهم
این عین انسانیت و رشد یافتگی است سرمایه داری از آن جهت محکوم است
که در بطن خود استثمار را پرورش میدهد سرمایه داری تمام بهره را به
سرمایه اختصاص میدهد و این امر ایجاد نا برابری میکند .
به این ترتیب شعار این گرایش جدید این است که : بیائید راهی اتخاذ
کنیم تا بتوانیم جلو استثمار را بکلی بگیریم بدون اینکه شخصیت ، اراده و
آزادی افراد را لگدکوب کرده باشیم کوشش کنیم انسانها به حکم رقای
انسانیت ، به حکم معنویت و شرافت روحی و درد انسان داشتن ، خود مازاد
مخارج خود را به برادران نیازمند شان تقدیم کنند نه اینکه دارائیشان را
به زور از آنها بگیریم و به دیگران بدهیم ایناندیشه که تعبیر غربی آن
سوسیالیزم اخلاقی است چیزی است که اسلام همیشه در پی تحقق آن است اما بر
خلاف
[١] تفاوت این نوع سوسیالیزم ، با کمونیزم که آنهم خود را سوسیالیزم مینامد ، این است که این سوسیالیزم به اصطلاح دمکراتیک و انقلابی و اخلاقی است .