پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
باید بهاندازه استعدادشان کار کنند ولی هر کس بهاندازه احتیاجش باید درآمد داشته باشد ممکن است استعداد من نصف استعداد کار شما باشد ، ولی من دو برابر شما عائله داشته باشم از این جهت من باید دو برابر شما درآمد داشته باشم این برداشت از عدالت اجتماعی ، " اجتماعی " محض است یعنی فقط روی جامعه فکر میکند برای فرد فکر نمیکند فرد در این بینش اصالتی ندارد فقط جامعه وجود دارد ، جامعه کار میکند و جامعه باید خرج کند . نوع دیگر برداشت از عدالت اجتماعی ، برداشتی است که روی فرد و اصالت و استقلال او فکر میکند این نظر میگوید : باید میدان را برای افراد بازگذارد و جلوی آزادی اقتصادی و سیاسی آنها را نباید گرفت هر کس باید کوشش کند ببیند چقدر درآمد میتواند داشته باشد و آن درآمد را به خود اختصاص دهد دیگر به فرد مربوط نیست که سهم دیگری کمتر است یا بیشتر البته جامعه در نهایت امر باید برای آنکه افراد ضعیف باقی نمانند ، از طریق بستن مالیات بر اموال افراد غنی زندگی افراد ضعیف را در حدی که از پا در نیایند تامین کند . اینجاست که میان دو مسئله مهم ، یعنی عدالت اجتماعی از یک سو و آزادی فرد از سوی دیگر ، تناقضی بوجود میاید البته اینجا منظور آزادی فعالیت اقتصادی همراه با آزادی عملکرد سیاسی است اگر بنا شود عدالت اجتماعی آنگونه باشد که در آن فقط جمع مطرح باشد و بس ، آزادی فرد را لااقل در بخشی از آن باید مدفون تلقی کرد و اگر آزادی اقتصادی بخواهد محفوظ بماند ، دیگر عدالت اجتماعی با مفهومی که گروه اول انتظار دارد ، عملی نخواهد بود . در دنیای امروز گرایش به یک حالت حد وسط پیدا شده است ، شاید به تقریب بتوان گفت در این زمینه در کنار دو دنیای کمونیزم