پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
فرموده بود اینها نباید به مدینه بیایند زیرا که ایجاد فتنه خواهند کرد در زمان ابوبکر ، عثمان از او خواست که اجازه دهد آنها به مدینه باز گردند ابوبکر قبول نکرد و گفت کسانی را که پیامبر آنها را تبعید کرده ، من اجازه نمیدهم بر گردند در زمان عمر نیز ، عثمان از او درخواست کرد تا اجازه برگشت آنها را بدهد عمر نیز قبول نکرد و بالاخره وقتی خود عثمان به خلافت رسید نه تنها به آنها اجازه داد که به مدینه بیایند ، بلکه مروان حکم را به عنوان شخص دوم حکومت اسلامی تعیین کرد و همین شخص بود که منشاء بسیاری از نارضائیها شده بود . در زمان خلافت عثمان ، علی ( ع ) مکرر به او تذکر داده بود که مروان را بیرون کند او نیز گاهی قول میداد و بعد دوباره زیر قولش میزد عثمان آنقدر عهد شکنی کرد و آنقدر تعلل و تسامح به خرج داد و آنقدر به خواست مردم بی اعتنائی کرد تا اینکه بالاخره انقلابیون به خانه اش حمله کردند و او را به قتل رساندند بلافاصله بعد از کشته شدن عثمان ، همه مردم از کوچک و بزرگ ، زن و مرد ، پیر و جوان ، عرب و غیر عرب ، به در خانه علی ( ع ) هجوم آوردند و یکصدا اعلام کردند یگانه شخصیت لایق خلافت اسلامی اوست و او باید خلافت را بپذیرد . حضرت علی ( ع ) جریان دعوت مردم را در ضمن یکی از خطبهها شرح داده است . نکته جالبی که از بیانات علی استنباط میشود این است که انقلاب مسلمانان در آن هنگام نظیر انقلاب امروز ایران ، یک انقلاب همگانی بود یعنی نه تنها فقرا بلکه ثروتمندان نیز انقلاب کرده بودند نه تنها مردها بلکه زنها نیز ، نه تنها عربها ، بلکه ایرانیها ، مصریها ، حجازیها ، همه و همه در انقلاب شرکت کرده بودند علی ( ع ) از قبول خلافت امتناع میکند برای اینکه به آنها