پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
و طبقات آتشی بود که از یک نقطه روشن شد ، ولی آتشی که نظام سوز بود و تدریجا در همه نهادهای اجتماعی اثر گذاشت حتی گروههائی که عامل اصلی طبقه حاکمه به حساب نمیامدند ولی در خدمت طبقه حاکمه بودند ، از قبیل طبقات پائین ارتش ، آنها نیز از جان و دل در خدمت انقلاب به فعالیت پرداختند کار به آنجا رسید که یک مقام عالی ارتشی وقتی که میخواست به محل کار خود برود با ده مستحفظ میرفت و تازه در را هم به روی خودش قفل میکرد اینها دیگر حتی از گماشتههای خودشان هم وحشت داشتند . گستردگی انقلاب آنچنان بود که هیچکس نمیتواند آن را متعلق به یک گروه خاص بداند ، همه طبقات و گروهها ، مشتاقانه در آن شرکت کردند حتی گروههای به اصطلاح مستضعف و محروم که در تظاهرات و اعتصابات شرکت میکردند ، اصرار داشتند بگویند تظاهرات ما ، اعتصابات ما ، بخاطر حقوق و کمی مزد نیست اینها برای خود ننگ و عار میدانستند که بگویند انقلاب ما ، جنبه رفاهی و مادی دارد ، یا فقط برای این است که شکممان سیر بشود ، میگفتند ما برای عدالت میجنگیم در سایه عدالت شکم همه سیر میشود ، شکم ما هم سیر خواهد شد . راه دیگر تحلیل انقلاب ، بررسی ریشههای آن است برای شناخت ریشههای انقلاب ، باید بخصوص تاریخ پنجاه ساله ، بلکه صد ساله اخیر را به خوبی تحلیل کنیم یکی از این ریشه ها ، استبداد خشنی بود که در این مدت بر جامعه ما حاکم بود عامل دیگر استعمار بود ، که اخیرا به صورت نامرئی در آمده بود - استعمار نو - ولی البته چشمهای بینا میدیدند که علیرغم یک سلسله اصلاحات ادعائی ، روز به روز شکافهای طبقاتی بیشتر میشود در کنار این عامل آن عوامل تعیین کنندهای که همه عوامل دیگر را در بر گرفت