پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨
اینهاست . اما معنای این وارستگی این نیست که انسان ، رابطهای با این محیطها نخواهد داشت اشتباه نشود ، وارستگی به این معنی است که انسان ، دیگر تابع محیط نیست ، بلکه محیط تابع اوست هر چه انسان کاملتر میشود ، کفه رابطه متقابل بسود انسانیت میچربد و بقول قدمای خودمان ، عقل حاکم بر نفس میشود . از نظر علمی هم وضع به همین گونه است انسان همواره با طبیعت رابطه دارد ، نمیتواند رابطه اش را با طبیعت قطع کند ، اما انسان هر چه جاهلتر است ، طبیعت بر او مسلط است ، و هر چه به کمال علمی بیشتری میرسد رابطه نه تنها قطع نمیشود ، بلکه بیشتر هم میشود ، منتها جهت آن تغییر میکند و در جهت تسلط انسان بر طبیعت سیر میکند . دکتر سروش : من گمان میکنم آنچه را که گفتید ، میشود به این شکل طرح کرد که آیا جامعه شناسی در برابر روانشناسی خود مختاری دارد یا روانشناسی در برابر جامعه شناسی ؟ به تعبیر دیگر اگر بخواهیم به زبان علمی سخن بگوئیم ، آیا قوانین جامعه شناسی و روابطی که در جامعه بین مردم حاکم است به قوانین روانشناسی تحویل پذیرند یا بالعکس آنچه که از روان انسانها بر میاید به قوانین جامعه شناسی تحویل پذیر است ؟
این بحث با آنکه بحث بسیار ضروری و حساسی است اما ما را از موضوع اصلی دور میکند اینست که با اجازه شما بر میگردیم بر سر بحث اصلی ، یعنی تعیین ماهیت انقلاب اسلامی ایران و پاسخ به این سؤال که آیا این انقلاب یک انقلاب اسلامی است یا نه ؟ خود انقلاب ایران ، میتواند معیار مناسبی برای این بحث باشد ، یعنی اینکه ما نمیخواهیم انقلاب اسلامی ایران را بر اساس نظریههای