پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
روابط حقوقی خاصی ایجاد میکند و این روابط حقوقی به دنبال خود مسائل دیگر - اخلاقی ، مذهبی ، فلسفی ، علمی ، هنری و - بوجود میاورد در طی یک دوره ممکن است نوعی هماهنگی میان روابط تولید برقرار باشد ، ولی تدریجا که ابزار تولید تکامل پیدا میکند این هماهنگی از بین میرود در نتیجه میابید این روابط به هم بخورد در خلال این بهم خوردگی هاست که مردم دو قسمت میشوند گروهی که از وضع سابق و نظامات سابق استفاده میکردند ، و گروهی که محروم بودهاند و خود محرومیت به آنها نوعی روشن بینی و روشنفکری داده است و سبب گردیده تا آنها طرفدار وضع جدید شوند بالاخره در نهایت امر ، اختلاف منافع جامعه را به دو قطب متضاد تقسیم میکند قطب ناراضی از وضع موجود ، صرفا به دلیل محرومیت و اینکه دستش از همه جا کوتاه است و نه به دلیل دیگر ، به طبقه انقلابی تبدیل میشود در واقع نفس محرومیت است که این طبقه را انقلابی میکند و او را به طغیان و عصیان وامیدارد و این طبقه ، بر خلاف طبقه دیگر که رفاه او را سست و تنبل کرده ، نو و فعال است و بالاخره در نهایت امر نیز همین طبقه نو بر طبقه کهنه پیروز میشود و بنابراین از دید این نظریه علیرغم اختلافات شکلی که در انقلابات دنیا وجود دارد و مثلا یکی انقلاب علمی است ، رنسانس ، و یکی انقلاب مذهبی ، اسلامی ، و یا دیگری انقلاب سیاسی و آزادیخواهانه ، انقلاب فرانسه ، و یا یکی انقلاب کارگری است ، ریشه و ماهیت همه آنها یکی است و با اصطلاح فلسفی شکلها و مظهرها مختلفند نه ماهیت ها و از دید آن نظریه ، آن ماهیت ثابت در واقع کار تجسم یافته و تحول آن است این نظریه میگوید که تمام خصلتهای مادی و معنوی انسان ماخوذ از جامعه است . و در سرشت