پیرامون انقلاب اسلامی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
خلقت و پاسخگویی به فطرت ، عامل محرک است و از سوی دیگر انگیزههای
کدر حیوانی و شهوانی و عقدهای و جهتگیریهای فردی و منفعت جویانه [١] .
بطور خلاصه نظریه ابزاری ، عامل حرکت را مستضعفان ، و غایت آنرا رفاه و
تامین منافع و ریشه اصلی آنرا تکامل ابزار تولید و اساس تئوری را بی
اصالتی وجدان انسانی ، و تمایل عقربه وجدان را در جهت منافع ، و شیوه و
روش را بر هم زدن نظم قانونی و مقرراتی حاکم میداند اما نظریه فطری عامل
را منحصر به مستضعفین ، غایت را صرفا مادی و ریشه را تکامل ابزار تولید
و شیوه را منحصرا بر هم زدن روابط حقوقی و اساس تئوری را بی اصالتی
وجدان نمیداند بلکه عامل را در برخی انقلابات مانند انقلابهای مذهبی ،
هنری ، اخلاقی ، علمی ، اعم از مستضعفین ، و غایت را احیانا ارزشهای
انسانی و ریشه را میل بالذات انسان به ارزشخواهی و ارزشجویی و شیوه را
احیانا جلوگیری از سرپیچی از عمل به قانون میداند ، همچنانکه برای وجدان
نیز اصالت و فطرت قائل است .
تا اینجا سخن درباره دو تئوری در مورد انقلابها بود که طبق یک ماهیت
همه انقلابها یکی است و همه ماهیت طبقاتی دارند ، گو اینکه شکلها
مختلفند ، و بر طبق آن دگرگونی در امر تولید و روابط تولیدی است که منجر
بدو قطبی شدن جامعه میشود و دو قطبی شدن جامعه است که منجر به انقلاب
میشود نظریه دیگر مدعی است که ماهیت انقلابها متفاوت است اکنون وارد
ماهیت انقلاب ایران بشویم و به تحلیل آن بپردازیم و از آن بعنوان محک
[١] برای توضیحات دقیقتر و جامعتر در این زمینه رجوع کنید به کتاب قیام و انقلاب مهدی ( ع ) نوشته استاد شهید مطهری ، از انتشارات موسسه صدرا .