عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣
ایراد تبعیض این بود که با اینکه موجودات با ذات حق نسبت متساوی دارند ، چرا مختلف و متفاوت آفریده شدهاند ؟ چرا یکی سیاه است و دیگری سفید ؟ یکی زشت است و دیگری زیبا ؟ یکی کامل است و دیگری ناقص ؟ چرا یکی فرشته است و دیگری انسان و سومی حیوان و چهارمی نبات و پنجمی جماد ؟ چرا به عکس نشد ؟ چرا حیوان ، فرشته ، و فرشته حیوان نشد ؟ چرا در میان مخلوقات فقط انسان ، انسان آفریده شد که مستعد تکلیف و ثواب و عقاب باشد اما سایر موجودات چنین نیستند ؟ اگر خوب است چرا همه اینچنین نیستند ؟ و اگر بد است چرا انسان اینچنین آفریده شده است ؟ پاسخ این پرسشها دو نحو است : اجمالی و تفصیلی . پاسخ اجمالی آن است که قبلا آنجا که راهها و مسلکها را شرح میدادیم به آن اشاره کردیم ، گفتیم معمولا اهل ایمان با یک بیان اجمالی ، ذهن خود را قانع میسازند ، آنها میگویند : این سؤالها طرح یک سلسله مجهولات است نه ایراد یک سلسله نقضها . حداکثر این است که بگوییم نمیدانیم . ما خدا را به صفات علیم ، حکیم ، غنی ، کامل ، عادل ، جواد شناخته ایم و چون او را با این صفات شناختهایم میدانیم آنچه واقع میشود مبنی بر " حکمت " و " مصلحت " است هر چند ما نمیتوانیم همه آن حکمتها و مصلحتها را درک کنیم . ما به