عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧
بوده به مشرب اهل کلام و احیانا به برخی مشربهای دیگر از قبیل مشرب اهل حدیث و مشرب اصحاب حس نیز اشاره کردهام . اهل فن میدانند که حکمای اسلامی بر خلاف متکلمین در الهیات بابی تحت عنوان " عدل " باز نکردهاند . عقاید حکما را در باره این مسأله از لابلای سایر مباحث باید بدست آورد . از اینرو این بحث برای من خالی از دشواری نبود . من تا کنون در میان آثار حکما به رساله یا مقاله یا فصلی برخورد نکردهام که مستقیما مسأله " عدل الهی " را طرح کرده باشند و به سبک حکیمانه در این موضوع بحث کرده باشند . این الندیم در " الفهرست " مینویسد : " یعقوب بن اسحاق کندی رسالهای در عدل الهی نوشته است " . من نمیدانم این رساله اکنون موجود است یا نه ؟ و هم نمیدانم که آن را به سبک حکیمانه نوشته است یا به شیوه متکلمانه . برخی از حکما مانند خواجه نصیر الدین طوسی در نوشتههای خود به سبک متکلمان وارد و خارج شدهاند ، اما اگر آراء حکمی آنها را ملاک قرار دهیم باید بگوئیم غرضشان بیان اقناعی و خطابی بوده و نه برهانی . یعقوب بن اسحاق کندی که ابن الندیم از کتابی از او یاد میکند ، اقدم حکمای اسلامی است و چون از نژاد عرب است به " فیلسوف العرب " معروف است . بعید است که الکندی به شیوه متکلمان بحث کرده باشد ، علی القاعده به شیوه حکما وارد و خارج شده است . اخیرا از یکی از فضلای عالیقدر شنیدم که شیخ فلاسفه اسلام ، ابوعلی بن سینا رساله کوچکی در این موضوع نوشته است و این رساله در پاسخ سؤالی بوده است که از آن حکیم در این مسأله شده است ، ولی متأسفانه این بنده هنوز به آن رساله یا مقاله دست نیافته است . علی رغم کوتاهی حکما در طرح این مسأله ، متکلمان به علل خاص مذهبی و تاریخی ، بحث در عدل الهی را سرلوحه مباحث خود قرار دادهاند . بحث عدل در کلام آنچنان اصالت یافته که گروهها با این اصل مشخص شدند .
جبر و اختیار
بحثهای کلامی آنچنانکه از تواریخ استفاده میشود ، از نیمه قرن اول هجری آغاز شد . در میان بحثهای کلامی ظاهرا از همه قدیمتر ، بحث جبر و اختیار است . مسأله جبر و اختیار در درجه اول ، یک مسأله انسانی است و در درجه دوم یک مسأله