عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣
به این معنی نیست که فهم لطیف تری دارند و چیزهایی را درک میکنند که دیگران درک نمیکنند ، حساسیت آنها به این معنی است که در مقابل زیباییهای جهان ، بی احساس و کرخ و در مقابل سختیها زود رنج و کم مقاومت اند . چنین آدمهایی باید هم خودکشی کنند و چه بهتر که خودکشی کنند ، ننگ بشرند و بهتر که اجتماع بشر از لوث وجودشان پاک گردد . زمانی با شخصی آشنایی دوری داشتم و میپنداشتم از خوشبخت ترین انسانها است . هر گونه وسیله مادی زندگی به نسبت برای وی فراهم بود . پول و ثروت ، پست و مقام ، شهرت ، همه را داشت . سخن از فرزند داشتن به میان آمد ، گفت : من نمیخو استم و نمیخواهم که فرزند داشته باشم . پرسیدم : چرا ؟ گفت : من که خودم در این دنیا آمدم کافی است ، چرا اسباب رنج یک موجود دیگر را فراهم کنم ؟ رنجهایی را که من کشیدهام او هم بکشد ؟ ابتدا تعجب کردم ، اما بعد که اندکی بیشتر با روح او آشنا شدم ، فهمیدم که این بیچاره راست میگوید ، وی در اینهمه ناز و نعمت جز رنج نمیبیند . معمولا کسانی را که میپنداریم همه رنجها را از خود دور کردهاند بیش از همه رنج میبرند . آری ، مصائب و بلاها نعمتهای بزرگی هستند که باید در برابر آنها سپاسگزار خدا بود ، نعمتهایی هستند که در صورت قهر تجلی کردهاند ، همچنانکه گاهی قهرهایی به صورت لطف ، ظهور میکنند . از این قهرها به نوبه خود باید سپاسگزار بود . اما به هر حال باید متوجه بود که نعمت بودن نعمت ، و نقمت بودن نقمت ، بستگی دارد به طرز واکنش و عکس العمل ما در برابر آن . ما میتوانیم همه نقمتها را تبدیل به نعمت کنیم تا چه رسد به آنچه در لباس نعمت نیز ظهور میکند ، و هم میتوانیم همه نعمتها را تبدیل به بلا و مصیبت کنیم ، تا چه رسد به آنچه در لباس بلا و مصیبت برای ما میرسد .
مجموعه اضداد
از بحثهایی که در این بخش داشتیم به این نتیجه دست یافتیم که فرمول اصلی آفرینش جهان ، فرمول تضاد است و دنیا جز مجموعهای از اضداد نیست . هستی و نیستی ، حیات و موت ، بقا و فنا ، سلامتی و بیماری ، پیری و جوانی ، و بالاخره خوشبختی و بدبختی در این جهان توأمند . به قول سعدی :| " گنج و مار و گل و خار و غم و شادی بهمند " . |