عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠
آن صحیح باشد ، و همچنین بسیار صفتهای دیگر ، و از آنجمله است کمیت و مقدار . ولی کوچکی یا بزرگی ، صفتی نسبی است . وقتی یک جسم را میگوییم کوچک است باید ببینیم با مقایسه با چه چیز و یا نسبت به چه چیز آن را کوچک میخوانیم . هر چیزی ممکن است هم کوچک باشد و هم بزرگ ، بستگی دارد به اینکه چه چیز را معیار و مقیاس قرار داده باشیم . مثلا یک سیب یا گلابی را میگوییم کوچک است ، و یک سیب یا گلابی دیگر را میگوییم بزرگ است . در اینجا مقیاس و معیار ، حجم سیبها و گلابیهای دیگر است ، یعنی سیب یا گلابی مورد نظر ، نسبت به سایر سیبها یا گلابیها که میشناسیم دارای حجمی کمتر و یا بیشتر است . یک هندوانه خاص را نیز میگوییم کوچک است . این نیز به مقیاس سایر هندوانهها است . همین هندوانهای که ما آن را خیلی کوچک میبینیم و میخوانیم ، از آن سیب بزرگ بزرگتر است ، اما چون آن را با مقایسه با هندوانهها میسنجیم نه با سیبها ، میگوییم کوچک است . حجم یک مورچه بسیار بزرگ که از بزرگی آن انگشت حیرت به لب گرفتهاید و حجم یک شتر بسیار کوچک را که از کوچکی آن در شگفتید در نظر بگیرید ، میبینید شتر بسیار کوچک میلیونها برابر مورچه بسیار بزرگ است . چطور است که " بسیار کوچک " از " بسیار بزرگ " بزرگتر است ؟ آیا این تناقض است ؟ خیر ، تناقض نیست . آن بسیار کوچک ، بسیار کوچک شترهاست و با مقیاس و قالبی که ذهن به حسب سابقه از شتر ساخته است بسیار کوچک است ، و آن بسیار بزرگ ، بسیار بزرگ مورچههاست و با مقیاس و قالبی که ذهن به حسب سابقه از مورچه ساخته است بسیار بزرگ است . این است معنی اینکه میگوییم : " بزرگی و کوچکی ، دو مفهوم نسبیاند " ولی خود کمیت یعنی عدد و مقدار - همانطور که اشاره شد - امور حقیقی هستند . اگر یک عده سیب داریم و فی المثل عدد آنها " صد " است ، این صد بودن ، یک صفت حقیقی است نه یک صفت مقایسهای ، و همچنین اگر حجم آنها مثلا نیم متر مکعب است . عدد و مقدار از مقوله کم ، و کوچکی و بزرگی از مقوله اضافه اند . یک ، یا دو ، یا سه ، یا چهار . . . بودن اموری حقیقی هستند ، اما اول ، یا دوم ، یا سوم و یا چهارم . . . بودن اموری اضافی اند . خوب بودن یک قانون اجتماعی به این است که مصلحت افراد و مصلحت اجتماع را توأما در نظر بگیرد و حق جمع را بر حق فرد مقدم بدارد و آزادیهای فرد را تا