عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥
فرض عدم تفاوت ، غیر معقول است . از آنچه در آنجا بیان کردیم بخوبی دانسته میشود که امکان ندارد هیچیک از جریانهای رحمت پروردگار بدون نظام انجام گیرد . به همین دلیل مغفرت پروردگار هم باید از طریق نفوس کملین و ارواح بزرگ انبیاء و اولیاء به گناهکاران برسد و این لازمه نظام داشتن جهان است . به همان دلیلی که رحمت وحی بدون واسطه انجام نمیگیرد و همه مردم از جانب خدا به نبوت برانگیخته نمیشوند و هیچ رحمت دیگر هم بدون واسطه واقع نمیشود ، رحمت مغفرت هم بی واسطه ممکن نیست تحقق پیدا کند . اگر فرضا هیچ دلیل نقلی بر شفاعت در دست نبود ناچار بودیم از راه عقل و براهین قاطعی از قبیل برهان امکان اشرف و نظام داشتن هستی به آن قائل شویم . وقتی کسی وجود مغفرت خدا را بپذیرد ، مبانی محکم عقلی ، او را ناچار میسازد که بگوید جریان مغفرت باید از مجرای یک عقل کلی یا یک نفس کلی یعنی عقل و نفسی که دارای مقام ولایت کلیه الهیه است صورت گیرد ، امکان ندارد که فیض الهی بیرون از قانون و حساب به موجودات برسد . ولی خوشبختانه قرآن کریم ما را در اینجا نیز رهبری فرموده است ، با ضمیمه کردن روایات اسلامی ، خصوصا با توجه به آنچه در روایات معتبر و شامخ شیعه در باب ولایت کلیه رسول خدا و ائمه اطهار ( علیهمالسلام ) و مراتب ولایت در طبقات پایین تر اهل ایمان رسیده است ، چنین استنباط میکنیم که وسیله مغفرت تنها یک روح کلی نیست بلکه نفوس کلیه و جزئیه بشری با اختلاف مراتبی که دارند هر کدام سهمی از شفاعت دارند و این یکی از مهمترین معارف اسلام و قرآن است که تنها در مذهب مقدس شیعه به وسیله ائمه اطهار و شاگردان مکتب آنها خوب توضیح داده شده است ، لهذا از افتخارات این مذهب شمرده میشود .
شرایط شفاعت
با توجه به اینکه شفاعت همان مغفرت الهی است که وقتی به خداوند که منبع و صاحب خیرها و رحمتهاست نسبت داده میشود با نام " مغفرت " خوانده میشود و هنگامی که به وسائط و مجاری رحمت منسوب میگردد نام " شفاعت " به خود میگیرد ، واضح میگردد که هر شرطی برای شمول مغفرت هست برای شمول شفاعت نیز هست . از نظر عقلی شرط مغفرت چیزی جز قابلیت