عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧
رهبری ، پیمانی است الهی و ستمکاران را در آن نصیبی نیست : « لا ینال
عهدی الظالمین »[١] .
قرآن ، انسان اخلاقی را به عنوان " صاحب عدل " نام میبرد . در چند
جای قرآن که سخن از داوری و یا گواهی انسانهایی است که از نظر تربیتی و
اخلاقی و روحی قابل اعتماد باشند ، آنها را به همین عنوان که گفتیم نام
میبرد ، مثل اینکه میفرماید : « یحکم به ذوا عدل منکم » [٢] . یا
میفرماید : « و اشهدوا ذوی عدل منکم »[٣] .
پس از ترجمه آثار یونانی در جهان اسلام ، این جمله افلاطون معروف شد که
" عدالت ، مادر همه فضائل اخلاقی است " ولی در حدود دو قرن پیش از
آنکه سخن افلاطون در میان مسلمین شناخته بشود ، مسلمین از زبان قرآن این
سخن را شنیده بودند .
بیشترین آیات مربوط به عدل ، در باره عدل جمعی و گروهی است اعم از
خانوادگی ، سیاسی ، قضائی ، اجتماعی . تا آنجا که این بنده به تقریب
بدست آورده در حدود ١٦ آیه در این زمینه است .
در قرآن ، از توحید گرفته تا معاد ، و از نبوت گرفته تا امامت و
زعامت ، و از آرمانهای فردی گرفته تا هدفهای اجتماعی ، همه بر محور عدل
استوار شده است . عدل قرآن ، همدوش توحید ، رکن معاد ، هدف تشریع
نبوت ، فلسفه زعامت و امامت ، معیار کمال فرد ، و مقیاس سلامت اجتماع
است .
عدل قرآن ، آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود ، به نگرش انسان به
هستی و آفرینش ، شکل خاص میدهد ، و به عبارت دیگر ، نوعی " جهان بینی
" است ، آنجا که به نبوت و تشریع و قانون مربوط میشود ، یک " مقیاس
" و " معیار " قانون شناسی است ، و به عبارت دیگر جای پایی است
برای عقل که در ردیف کتاب و سنت قرار گیرد و جزء منابع فقه و استنباط
بشمار آید ، آنجا که به امامت و رهبری مربوط میشود یک " شایستگی "
است ، آنجا که پای اخلاق به میان میآید ، آرمانی انسانی است ، و آنجا که
به اجتماع کشیده میشود یک " مسؤولیت " است .
چگونه ممکن بود مسألهای که در قرآن تا این پایه بدان اهمیت داده شده
که هم جهانبینی است ، و هم معیار شناخت قانون ، و هم ملاک شایستگی
زعامت و رهبری، و هم آرمانی انسانی ، و هم مسؤولیتی اجتماعی ، مسلمین با
آن عنایت شدید و حساسیت
[١] بقره / . ١٢٤ [٢] مائده / . ٩٥ [٣] طلاق / [٢]