عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
بخواهد و دوست داشته باشد که مردم او را معصیت کنند . ربیعة الرأی بدون اینکه از این عقیده خود دفاع کند به نقطه ضعفی در عقیده غیلان دمشقی چسبیده و گفت : " انت الذی یزعم ان الله یعصی قهرا تو همان کسی که میپندارد خداوند چیزی اراده میکند و انسانها چیز دیگر ، و خداوند مقهور خواست بندگان میگردد " . قاضی عبدالجبار معتزلی روزی در محضر صاحب بن عباد نشسته بود ، ابواسحاق اسفرائنی وارد شد . ابواسحاق ، اشعری و جبری بود ، بر خلاف قاضی عبدالجبار که معتزلی و طرفدار اختیار بود . به محض آنکه چشم قاضی به ابواسحاق افتاد ، فریاد برکشید : " سبحان من تنزه عن الفحشاء منزه است ذات حق از اینکه کارهای زشت به او نسبت داده شود " کنایه از اینکه تو همه چیز را و از آنجمله کارهای زشت را از خدا میدانی . ابواسحاق نیز بدون آنکه از عقیده خود دفاع کند ، فورا گفت : " سبحان من لا یجری فی ملکه الا ما یشاء منزه است آنکه در سراسر ملکش ( ملک وجود ) جریانی رخ نمیدهد مگر به مشیت خود او " کنایه از اینکه تو با عقیده تفویض ، برای خدا در ملک خدا شریک قائل شدهای و انسانها را در افعالشان ، مستقل و به خود واگذاشته شده و بی نیاز از خداوند میدانی . معتزله خود را " اهل العدل و التوحید " میخوانند . نظر معتزله اینجا به توحید صفاتی است . اشاعره ، طرفدار صفات زائد و مغایر با ذات بودند ، مثلا علم یا قدرت یا حیات خداوند را حقیقتی مغایر با ذات خدا میدانستند و مانند ذات خداوند " قدیم " میدانستند ، بر خلاف معتزله که به صفات مغایر با ذات قائل نبودند . معتزله عقیده اشاعره را در باب صفات باری تعالی نوعی شرک تلقی میکردند ، میگفتند : لازمه سخن اشاعره این است که ما در کنار ذات خدا یک سلسله قدیمهای دیگر نیز قائل شویم ، و چون قدیم بودن مساوی با نفی معلولیت و مخلوقیت است و ملازم با غنای ذاتی است پس به عقیده اشاعره به عدد صفات باری تعالی " قدیم " و " غنی بالذات " وجود دارد ، پس به عدد صفات خدا ، خدا وجود دارد . ولی خود معتزله چون به صفات مغایر با ذات قائل نبودند ، طبعا به بیش از یک قدیم قائل نبودند . این بود که معتزله خود را اهل العدل و التوحید مینامیدند و مقصودشان توحید صفاتی بود . اما در توحید افعالی ، کمیت معتزله لنگ بود و اشاعره در توحید افعالی ، خود را " اهل التوحید " مینامیدند . حقیقت این است که معتزله در عین اینکه در توحید صفاتی ، ایرادات بجایی به