عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
تسلیم و تعبد و مخالف هر نوع تفکر و تعمق و استدلال و منطق اند . از نظر این دسته در هیچ مسأله از مسائل که در قلمروی دین است ، اعم از اصول یا فروع ، نباید بحث و استدلال و چون و چرا کرد ، باید ساکت محض بود . در کتاب و سنت آمده است که خداوند ، حی است ، علیم است ، قدیر است ، مرید است ، و هم آمده است که خداوند عادل است . ما باید به حکم اعتمادی که به صحت گفتار انبیاء داریم همه اینها را بدون چون و چرا بپذیریم . لزومی ندارد که در باره اینکه مثلا عدل چیست و به چه دلیل منطقی خداوند عادل است بیندیشیم ، بلکه اندیشیدن در این امور بدعت است و حرام . برای این گروه طبعا مسأله ای به نام عدل وجود ندارد ، یعنی این گروه هرگز خود را ملتزم نمیدانند که به برخی از اشکالات که در باره عدل الهی پیش میآید پاسخ بگویند . نظر این گروه ، بی اساس است ، ما در مقدمه جلد پنجم " اصول فلسفه و روش رئالیسم " در باره بی اساسی این نظر ، بحث کردهایم ، بحث مجدد را در اینجا لازم نمیدانیم . از این گروه که بگذریم سایر گروهها تفکر و تعمق را جایز میشمارند و با روشهای گوناگون به بحث و تحقیق پرداخته اند . متکلمین در باره عدل دو دسته شدهاند : گروهی ( اشاعره ) در تفکرات خود به این نتیجه رسیدهاند که صفت عدل ، منتزع است از فعل خداوند از آن جهت که فعل خداوند است . از نظر این گروه هر فعلی در ذات خود نه عدل است و نه ظلم و هر فعلی از آن جهت عدل است که فعل خدا است ، و بعلاوه ، هیچ فاعلی غیر از خدا ، به هیچ نحو ، نه بالاستقلال و نه بغیر استقلال ، وجود ندارد ، پس به حکم این دو مقدمه ، ظلم مفهوم ندارد . اینها برای عدل ، تعریفی جز این سراغ ندارند که فعل خدا است ، پس هر فعلی چون فعل خدا است عدل است نه اینکه چون عدل است فعل خدا است . از نظر این گروه هیچ ضابطی طبعا در کار نیست ، مثلا نمیتوانیم با اتکاء به اصل عدل ، جزما ادعا کنیم که خداوند و نیکوکار را پاداش میدهد و بدکار را کیفر ، و هم نمیتوانیم جزما ادعا کنیم که خداوند که چنین وعدهای در قرآن داده است قطعا وفا خواهد کرد ، بلکه اگر خداوند نیکوکاران را پاداش دهد و بدکاران را کیفر ، عدل خواهد بود ، و اگر هم به عکس رفتار کند باز عدل خواهد بود ، اگر خداوند به وعده خود وفا کند عدل است و اگر هم نکند باز عدل است ، اگر خداوند به چیزی که امکان وجود یافته است افاضه وجود نماید عدل است ، و اگر نکند هم عدل است ، زیرا عدل آن چیزی است که او بکند .
| " آنچه آن خسرو کند شیرین بود " |