عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
و قرار دادن معتزله در مقابل خود ، کلاه معتزله را در تاریکی برداشتند . مسلما این جهت ، در شکست معتزله در اوایل قرن سوم در میان توده عوام ، تأثیر بسزائی داشت . کار این اشتباه عامیانه بدانجا رسیده که پارهای از مستشرقین ، دانسته و یا ندانسته ، معتزله را به عنوان " روشنفکران ضد سنت " معرفی کنند . ولی افراد وارد میدانند که اختلاف دید و نگرش معتزله و اشاعره هیچگونه ربطی به میزان پایبندی آنها به دین اسلام ندارد . معتزله عملا از اشاعره نسبت به اسلام دلسوزتر و پایبندتر و فداکارتر بودند . معمولا نهضتهای روشنفکری ، هر چند از یک خلوص کامل برخوردار باشد ، در مقابل متظاهران به تعبد و تسلیم ، و لو اینکه از هر نوع صفا و خلوص نیت بی بهره باشند ، مورد چنین اتهاماتی در میان عوام واقع میشود . اگر چه اختلاف معتزله و اشاعره در مورد حق عقل و استقلال و عدم استقلال عقل در مورد مسائل مربوط به " عدل " یعنی حسن و قبح ذاتی افعال آغاز شد ولی دامنه این بحث بعدها به مسائل " توحید " نیز کشیده شد . در آن مسائل نیز معتزله برای عقل ، حق دخالت قائل بودند ولی اشاعره تعبد به ظواهر حدیث را لازم میشمردند . بعدا در این مورد توضیح بیشتری خواهیم داد .
غرض و هدف در افعال خدا
کم کم نوبت به مسأله چهار میرسید که آن نیز از امهات مسائل کلامی است و زائیده مسائل قبلی است ، و آن اینکه آیا افعال ذات باری ، معلل به اغراض و غایات هست یا نه ؟ چنانکه میدانیم و بدیهی است ، انسانها در کارهائی که انجام میدهند هدف و غرضی را در نظر میگیرند . انسان در هر کار خود یک " برای " دارد : چرا درس میخوانی ؟ " برای " اینکه دانا و توانا بشوم . چرا کار میکنی ؟ " برای " اینکه تحصیل در آمد و معشیت کنم . و همینطور در مقابل هر " چرا ؟ " یک " برای " وجود دارد ، و همین " برای " ها است که کار انسان را " معنی دار " میکند . هر کار که هدف معقول داشته باشد ، یعنی برای خیر و مصلحتی صورت بگیرد ، کاری با معنی شمرده میشود . کار بی هدف مانند لفظ بی معنی است ، و مانند پوست بی هسته است که پوک و پوچ است ، و البته هر " برای " و هر " معنی " به نوبه خود ممکن است که یک " برای " و یک " معنی " دیگر داشته باشد ، ولی در نهایت امر ، باید منتهی شود به چیزی که غایت بودن و معنی بودن ،