عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
" اساس در مذهب یا اخلاق این است که ما چگونه خلقت و جهان هستی را تلقی میکنیم ؟ آیا این هستی و کائنات را با سختی و رنج تلقی کرده ، پارهای از آن را قبول داشته و قسمتی از آن را قبول نداریم ؟ یا آنکه برعکس ، آن را با آغوش باز و دلی آکنده از عشق و محبت استقبال مینماییم ؟ اخلاق محض ، قوانین کلی جهان را که حاکم بر کائنات میداند از روی علم و اطلاع اطاعت میکند ، اما این اطاعت با یک سنگینی و ملال همراه است که در قلب خود هیچگونه حرارت و شوقی ندارد ، و هیچوقت احساس اینکه این قوانین مانند یوغی است به گردن او ، از او جدا نمیشود . اما در مذهب ، بر عکس ، این اطاعت سرد و غمانگیز ، جای خود را به استقبال و پذیرش گرم که همه چیز زندگی را پر از لطف و شوق و صمیمیت و نشاط میسازد وا میگذارد . جان جانان جهان که فیلسوف رواقی ، خود را به آن تسلیم میکند احترام و تعظیم را متوقع است ، اما خدای مسیحی ( خدای مذهب ) محبت و عشق را طالب میباشد . اینجاست که میبینیم که این دو دسته در دو محیط مختلف از عواطف و احساسات واقع اند که در مقابل یکدیگر ، یکی به سردی قطب ، و دیگری به گرمی و حرارت خط استواست ، گو اینکه نتیجهای که هر یک از آنها بدست میآورند یعنی " تسلیم محض و بدون چون و چرا " یکی باشد " .
ناز یا اعتراض ؟
بحث درباره شرور ، و احیانا اعتراض به وجود آنها ، بخش نسبتا مهمی از ادبیات ما را تشکیل میدهد . شاعران به زبان جد یا هزل ، فراوان در این میدان وارد شدهاند . البته آنچه را در این زمینه گفته شده است نمیتوان به حساب جد یعنی انتقاد و اعتراض به خلقت گذاشت ، غالبا جنبه هزل دارد و به اصطلاح " سوژه " شعر است . برخی از آنها را میتوان از نوع " دلال عارف " بشمار آورد . در رباعیات منسوب به خیام ، از اینگونه اشعار فراوان است . همچنانکه قبلا گفتیم این اشعار معلوم نیست که از خیام فیلسوف باشد ، آنچه به صورت سؤال یا اعتراض در شعر خیام شاعر عنوان شده است برای خیام فیلسوف حل شده بوده است . علیهذا این اشعار یا از خیام فیلسوف نیست ، و یا جنبه هزلی و سربسر گذاشتن با متشرعان قشری دارد و یا از نوع " دلال عارف " است . به هر حال خیام در این رباعیات منسوب به او میگوید :| اجرام که ساکنان این ایواناند |
| اسباب تردد خردمنداناند |
| هان تا سر رشته خرد گم نکنی |
| کانان که مدبرند سرگرداناند |