عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٨
ناحیه خداست ، خداست که وسیله را وسیله قرار داده است . به عبارت
دیگر : در شفاعت غلط ، شفیع تحت تأثیر مشفوع له ( گناهکار ) قرار
میگیرد و مشفوع عنده ( صاحب قدرت ) تحت تأثیر شفیع قرار میگیرد ، ولی
در شفاعت صحیح برعکس است ، مشفوع عنده ( صاحب قدرت = خدا ) علت
مؤثر در شفیع اوست ، و شفیع تحت تأثیر او ، و به خواست او در گناهکار
مؤثر واقع میشود . سلسله جنبان رحمت ، در نوع غلط شفاعت ، گناهکار است
و در نوع صحیح آن ، مشفوع عنده ( خدا ) است .
صدرالمتألهین در تفسیر سوره " حدید " بیانی لطیف و علمی دارد در
تفکیک میان شفاعت باطل و شفاعت درست و اینکه چگونه است که در نظام
این جهان آنچه را که شفاعت باطل مینامیم وجود دارد و در نظام اخروی وجود
ندارد و محال است وجود داشته باشد .
ایشان با تعمیمی که به بحث میدهند ، مسأله علل ذاتی و علل اتفاقی و
مسأله غایات ذاتی و غایات بالعرض را طرح میکنند و وارد بحث میشوند که
چگونه میشود در این جهان ( اختصاص به جامعه بشری ندارد ) گاهی علل
اتفاقیه ، سرنوشت چیزی را معین میکند و یا یک چیز از وصول به غایت
ذاتی محروم میماند و تنها به غایت ذاتی محروم میماند و تنها به غایت
بالعرض میرسد ، ولی جهان آخرت ، از تأثیرات علل اتفاقی و غایات عرضی
بر کنار است . نظر به اینکه سطح بحث خیلی بالاست از شرح و بسط آن
خودداری میکنیم و اهل فضل را به بیانات خود صدرالمتألهین در مواضع
مختلف تفسیرش ارجاع میکنیم .
آیاتی از قرآن کریم که میگوید امکان ندارد شفاعت بدون اذن خدا صورت
بگیرد ناظر به همین نکته است ، مخصوصا در این باره تعبیری فوق العاده
جالب و عجیب دارد که میفرماید :
« قل لله الشفاعة جمیعا »[١] .
" بگو شفاعت ، تمامی مخصوص خداست " .
این آیه در کمال صراحت ، شفاعت و وساطت را تأیید میکند و در کمال
صراحت همه شفاعتها را از خدا و متعلق به خدا میداند ، زیرا خداست که
شفیع را ، شفیع قرار میدهد . این آیه ممکن است تنها ناظر به شفاعتی باشد
که در قیامت صورت میگیرد و
[١] زمر / . ٤٤