عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣
میگیرد ، روی پردهاش هم کم نیست ، میبینیم یک کشتی و یا چند کشتی را از دریا میدزدند . به دلائلی که ذکر شد باید پذیرفت که وضع مجازاتها و کیفرهای قراردادی برای اجتماعات بشری لازم و مفید است ولی چنان که قبلا گفته شد لازم است وضع کنندگان مقررات جزائی ، تناسب جرم و مجازات را رعایت کنند . اما نکته جالب این است که اینگونه مجازاتها در جهان آخرت معقول نیست ، زیرا در آنجا نه جلوگیری از تکرار جرم مطرح است نه تشفی ، نه آخرت جای عمل است تا عقوبت کردن انسان به این منظور باشد که دوباره مرتکب کردار زشت نشود ، و نه خدا - العیاذ بالله - حس انتقامجویی و تشفی [ طلبی ] دارد که بخواهد برای خالی کردن عقده دل خود انتقام بگیرد ، و نه در آنجا مسأله تشفی قلب مظلومین مطرح است ، خصوصا اگر آن مظلوم از اولیاء خدا و مظاهر رحمت واسعه الهیه باشد ، بدیهی است که برای غیر اولیاء نیز در جهان و انفسا اندکی خیر و رحمت و مغفرت بر یک دنیا انتقام از دشمن ترجیح دارد . به علاوه ، همه عذابها که مربوط به حقوق مردم نیست تا گفته شود عدل الهی ایجاب میکند که رضای دل مظلومین از راه انتقام از ظالم تحصیل شود . قسمت مهمی از عذابها مربوط است به شرک ، ریا ، ترک عبادت خدا و امثال اینها که " حق الله " است نه " حق الناس " ، و در این گونه موارد هیچ یک از دو اثر و خاصیتی که برای مجازاتهای دنیوی هست وجود ندارد .
مکافات دنیوی
دومین نوع از انواع مجازات ، کیفرهایی است که رابطه علی و معلولی با جرم دارند ، یعنی معلول جرم و نتیجه طبیعی آن است . این کیفرها را " مکافات عمل " یا " اثر وضعی گناه " مینامند . بسیاری از گناهان ، اثرات وضعی ناگواری در همین جهان برای ارتکاب کننده بوجود میآورد . مثلا شرابخواری علاوه بر اینکه زیانهای اجتماعی ببار میآورد صدمههایی بر روان و جسم شرابخوار وارد میسازد . شرابخواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین و ناراحتیهای کبدی میگردد . فحشاء ممکن است سوزاک و سفلیس تولید کند . اینها اثر ذاتی گناه است و کیفر قانونی نیست تا گفته شود که باید تناسب جرم و مجازات در آن رعایت گردد . اگر کسی سمی کشنده را بنوشد و به اندرز نصیحتگو