عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
بعدا خواهیم گفت که موجودات در نظام هستی از نظر قابلیتها و امکان فیض گیری از مبدأ هستی با یکدیگر متفاوتند ، هر موجودی در هر مرتبهای هست از نظر قابلیت استفاضه ، استحقاقی خاص به خود دارد . ذات مقدس حق که کمال مطلق و خیر مطلق و فیاض علی الاطلاق است ، به هر موجودی آنچه را که برای او ممکن است از وجود و کمال وجود ، اعطا میکند و امساک نمینماید . عدل الهی در نظام تکوین ، طبق این نظریه ، یعنی هر موجودی ، هر درجه از وجود و کمال وجود که استحقاق و امکان آن را دارد دریافت میکند . ظلم یعنی منع فیض و امساک وجود از وجودی که استحقاق دارد . از نظر حکمای الهی ، صفت عدل آنچنانکه لایق ذات پروردگار است و بعنوان یک صفت کمال برای ذات احدیت اثبات میشود به این معنی است ، وصفت ظلم که نقص است و از او سلب میگردد نیز به همین معنی است که اشاره شد . حکما معتقدند که هیچ موجودی " بر خدا " حقی پیدا نمیکند که دادن آن حق " انجام وظیفه " و " اداء دین " شمرده شود و خداوند از آن جهت عادل شمرده شود که بدقت تمام ، وظائف خود را در برابر دیگران انجام میدهد . عدل خداوند عین فضل و عین وجود او است ، یعنی عدل خداوند عبارت است از اینکه خداوند فضلش را از هیچ موجودی در هر حدی که امکان تفضل برای آن موجود باشد ، دریغ نمیدارد . و این است معنی سخن علی علیهالسلام در خطبه ٢١٤ نهج البلاغه که میفرماید : " حق یکطرفی نیست . هر کسی که بر عهده دیگری حقی پیدا میکند ، دیگری هم بر عهده او حقی پیدا میکند . تنها ذات احدیت است که بر موجودات حق پیدا میکند . و موجودات در برابر او وظیفه و مسؤولیت پیدا میکنند اما هیچ موجودی " بر او " حق پیدا نمیکند " . " اگر با این مقیاس که تنها مقیاس صحیح است بخواهیم بررسی کنیم ، باید ببینیم در میان همه آن چیزهایی که " شر " ، " تبعیض " ، " ظلم " و غیره پنداشته شده است ، آیا واقعا موجودی از موجودات ، امکان وجود در نظام کل هستی داشته و وجود نیافته است ؟ و یا امکان یک کمال وجودی در نظام کلی داشته و از او دریغ شده است ؟ آیا به یک موجودی ، چیزی داده شده که " نبایست " داده شود ؟ یعنی آیا از ناحیه ذات حق بجای آنکه خیر و رحمت افاضه شود چیزی داده شده که نه خیر و رحمت بلکه شر و نقمت است ، و نه کمال بلکه عین نقص است ؟ صدر المتألهین در جلد دوم " اسفار " ضمن بحث از " صور نوعیه " فصلی دارد