عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
احتیاجات ، بودجه و نیرو مصرف گردد . اینجاست که پای " مصلحت " به
میان میآید ، یعنی مصلحت کل ، مصلحتی که در آن ، بقاء و دوام " کل " و
هدفهایی که از کل منظور است در نظر گرفته میشود . از این نظر ، " جزء
" فقط وسیله است ، حسابی مستقل و برای خود ندارد .
همچنین است تعادل فیزیکی ، یعنی مثلا یک ماشین که برای منظوری ساخته
میشود و انواع نیازمندیها برای ساختمان این ماشین هست ، اگر بخواهد یک
مصنوع متعادل باشد باید از هر مادهای به قدری که لازم و ضروری است و
احتیاج ایجاب میکند در آن بکار برده شود .
تعادل شیمیائی نیز چنین است ، هر مرکب شیمیائی فرمول خاصی دارد و
نسبت خاصی میان عناصر ترکیب کننده آن هست ، تنها با رعایت آن فرمول و
آن نسبتها که متفاوت است تعادل برقرار میشود و آن مرکب بوجود میآید .
جهان ، موزون و متعادل است ، اگر موزون و متعادل نبود برپا نبود ، نظم
و حساب و جریان معین و مشخصی نبود . در قرآن کریم آمده است :
« و السماء رفعها و وضع المیزان »[١] .
همانطور که مفسران گفتهاند مقصود این است که در ساختمان جهان ، رعایت
تعادل شده است ، در هر چیز ، از هر ماده ای به قدر لازم استفاده شده است
، فاصلهها اندازهگیری شده است . در حدیث نبوی آمده است :
« بالعدل قامت السموات و الارض » [٢] .
" همانا آسمان و زمین به موجب عدل برپاست " .
نقطه مقابل عدل به این معنی ، بی تناسبی است نه ظلم . لهذا عدل به این
معنی از موضوع بحث ما خارج است .
بسیاری از کسانی که خواستهاند به اشکالات مربوط به عدل الهی از نظر
تبعیضها ، تفاوتها و بدیها جواب بدهند ، به جای آنکه مسأله را از نظر
عدل و ظلم طرح کنند از نظر تناسب و عدم تناسب طرح کردهاند و به این
جهت قناعت کردهاند که همه
[١] الرحمن / [٧] [٢] تفسیر صافی ، ذیل آیه فوق ( چاپ اسلامیه ، ج ٢ ص ٦٣٨ ) .