عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤
اصطلاح از " سر قدر " آگاه نیستیم . بسیار خود خواهی و پرمدعایی است برای بشر که با مساعی جمعی چند هزار ساله خود هنوز از اسرار بدن محسوس خود نتوانسته آگاهی کاملی بدست آورد اما میخواهد از " راز هستی " و " سر قدر " سردرآورد . بشر پس از آنکه در نظام هستی اینهمه حکمت و تدبیر که عقل او را حیران میگرداند میبیند ، باید اعتراف کند که آنجا که حکمت یک امر بر او مجهول است از قصور و نقصان درک او است نه از خلقت . این گروه هرگز خود را با این چون و چراها سرگرم نمیکنند ، بجای آنکه وقت خود را صرف در این مسائل کنند صرف تحقیق در مسائلی میکنند که از طرفی آنها را میفهمند و از طرف دیگر مبنای عمل قرار میگیرد . شک نیست که این جواب ، جواب صحیحی است ، افراد با ایمان موظف نیستند که در جزئیات این مسائل ، غور کنند ، و حتی عامه مردم استعداد ورود در این مسائل را ندارند بلکه از ورود در این مسائل منع شده اند ، و در حقیقت این خود نوعی استدلال است که از طریق علت و کمال علت به کمال معلول اذعان نماییم . ولی در اینجا مطلبی دیگر هست و آن اینکه غالب مردم ، خداوند را از راه آثار ، یعنی از راه نظام جهان میشناسند ، تکیهگاه معرفت آنها جهان است . اینچنین معرفت ، معرفت ناقصی خواهد بود . طبعا وقتی به مجهولاتی در همان تکیه گاه معرفت خویش بر میخورند کم و بیش مضطرب میگردند و حل اشکالشان جز از طریق بررسی موارد اشکال میسر نیست . آنها خدا را مستقل از جهان نشناختهاند تا معرفت خدا به عنوان کمال مطلق و غنای مطلق و زیبایی مطلق ، آنها را با جهان به عنوان زیباترین اثر از زیباترین مؤثر ، و کامل ترین اثر از کامل ترین مؤثر آشنا کند . آنها با جهان ، تنها از یک راه ارتباط دارند و بس که همان راه عادی و معمولی حواس است . آنها خدا را در آیینه جهان میبینند ، ناچار لکهای که در سطح آیینه به چشمشان میخورد ، در دید آنها نسبت به مرئی اثر میگذارد ، اگر میتوانستند جهان را در آیینه خدا ببینند ، و به عبارت دیگر اگر میتوانستند جهان را از بالا ببینند تمام نقصها و نازیباییهایی که از پایین به نظر میرسید همه محو و نابود میشد و معلوم میگشت از نوع خطای دید ناقص است . این نوع نظر همان است که گفتیم حافظ ، آن را " نظر پیر طریقت " میخواند :
| پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت |
| آفرین بر نظر پاک خطا پوشش باد |