عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩
مرد مسلمان از صحابه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) میآوریم :
ابوطلحه یکی از یاران رسول خدا است . زنی با ایمان داشت به نام ام
سلیم . این زن و شوهر پسری داشتند که مورد علاقه هر دو بود . ابوطلحه ،
پسر را سخت دوست میداشت . پسر بیمار شد ، بیماریش شدت یافت ، به
مرحلهای رسید که امسلیم دانست کار پسر تمام است .
امسلیم برای اینکه شوهرش در مرگ فرزند بیتابی نکند او را به بهانهای
به خدمت رسول اکرم فرستاد و پس از چند لحظه طفل جان به جان آفرین تسلیم
کرد . ام سلیم جنازه بچه را به پارچهای پیچید و در یک اطاق مخفی کرد ،
به همه اهل خانه سپرد که حق ندارید ابوطلحه را از مرگ فرزند آگاه سازید
. سپس رفت و غذائی آماده کرد و خود را نیز آراست و خوشبو نمود . ساعتی
بعد ابوطلحه آمد و وضع خانه را دگرگون یافت ، پرسید : بچه چه شد ؟ ام
سلیم گفت : بچه آرام گرفت . ابوطلحه گرسنه بود ، غذایی خواست . ام
سلیم غذایی را که قبلا آماده کرده بود حاضر کرد و دو نفری غذا خوردند و
همبستر شدند . ابوطلحه آرام گرفت . ام سلیم گفت : مطلبی میخواهم از تو
بپرسم ؟ گفت : بپرس . گفت : آیا اگر به تو اطلاع دهم که امانتی نزد ما
بوده و ما آن را به صاحبش رد کردهایم خشمگین میشوی ؟
ابوطلحه گفت : نه ، هرگز ، ناراحتی ندارد ، امانت مردم را باید پس
داد . ام سلیم گفت : سبحان الله ، باید به تو اطلاع دهم که خداوند فرزند
ما را که امانت او بود نزد ما ، از ما گرفت و برد .
ابوطلحه از بیان این زن تکان سختی خورد ، گفت : به خدا قسم من از تو
که مادر هستی سزاوارترم که در سوگ فرزندمان صابر باشم . از جا بلند شد و
غسل جنابت کرد و دو رکعت نماز بجا آورد و رفت به حضور رسول اکرم و
ماجرا را از اول تا آخر برای آن حضرت شرح داد .
رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند : خداوند ، امروز شما
را قرین برکت قرار دهد و نسل پاکیزهای نصیب شما گرداند . خدا را سپاس
میگزارم که در امت من مانند " صابره " بنی اسرائیل قرار داد [١] .
آری این است تأثیر ایمان و مذهب در تصفیه سختیها و مشقتها بلکه در
تبدیل آنها به خوشی و لذت و سعادت .
ویلیام جیمز در کتابی که قبلا نام بردیم بحثی درباره فرق مذهب و اخلاق
محض ( اخلاق منهای مذهب ) میکند ، میگوید :
[١] بحار الانوار ، ج ١٨ ، به مناسبت احکام اموات ، باب " ذکر صبر الصابرین " . چاپ کمپانی ، ص . ٢٢٧