عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
به اصل مطلب برگردیم : جهان بینی اسلامی بر خلاف جهان بینی زردشتی و
مانوی و مزدکی یک قطبی است . شیطان از نظر قرآن مصداق : « الذی احسن کل
شیء خلقه »[١] و همچنین مصداق : « ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی
[٢] است .
وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است ، و به
موجب همان حکمت و مصلحت ، شیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و
مطلق .
از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن ، خدا خودش به شیطان ،
پست " اضلال " و " گمراه سازی " را اعطاء فرموده است . در این باره
قرآن کریم میفرماید :
« و استفزز من استطعت منهم بصوتک و اجلب علیهم بخیلک و رجلک و
شارکهم فی الاموال و الاولاد و عدهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا »[٣] .
در اینجا ، خدا شیطان را مخاطب ساخته به وی فرمان میدهد که :
" هر که را از فرزندان آدم میتوانی بلغزان ، با سواره نظام و پیاده
نظامت بر آنان بتاز ، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده ، شیطان
جز دروغ و فریب نویدشان نمیدهد " .
گوئی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال ، اعلام میدارد
آنجا که میگوید :
« فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم ٠ ثم لاتینهم من بین ایدیهم و
من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثرهم شاکرین »[٤] .
" به این سبب که مرا گمراه ساختی ، بر سر راه ایشان خواهم نشست ،
آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان ، و از راست و از چپشان خواهم آمد و
بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت " .
[١] سجده / [٧] [٢] طه / . ٥٠ [٣] اسراء / . ٦٤ [٤] اعراف / ١٦ و . ١٧