عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦
است ، و هم میتوانیم با اتکاء به گفته برخی از محققین ، زردشت را
طرفدار " توحید در عبادت " یعنی یگانه پرست بدانیم . ولی برای اینکه
یک آئین ، آئین توحیدی باشد ، علاوه بر توحید ذاتی و توحید در عبادت ،
توحید در خالقیت لازم است و آئین زردشت به حسب مدارک تاریخی ، از نظر
خالقیت ، کاملا ثنوی بوده است ، زیرا از این تعلیمات اینچنین استفاده
میشود که قطب مخالف " انگره مئنیو " ( خرد خبیث ) " سپنت مئنیو "
( خرد مقدس ) است . سپنت مئنیو منشأ اشیاء نیک است ، یعنی همان
اشیائی که خوب است و میبایست آفریده بشود ، اما انگره مئنیو یا اهریمن
منشأ اشیاء بد است ، یعنی منشأ اشیائی است که نمیبایست آفریده شود و
آهورامزدا یا سپنت مئنیو مسؤول آفریدن آنها نیست ، بلکه انگره مئنیو
مسؤول آفریدن آنها است . مطابق این فکر ، هر چند هستی دو ریشهای نیست
ولی دو شاخهای است ، یعنی هستی که از آهورامزدا آغاز میگردد به دو شاخه
منشعب میشود : " شاخه نیک " که عبارت است از سپنت مئنیو و آثار
نیکش ، و " شاخه بد " که عبارت است از انگره مئنیو و همه آفریدهها و
آثار بدش . اگر گاتاها را که اصیل ترین و معتبرترین و توحیدیترین اثری
است که از زردشت باقی مانده است ملاک قرار دهیم زردشت را در شش و
پنج خیر و شر ، و اینکه نظام موجود نظام احسن نیست و با حکمت بالغه جور
نمیآید گرفتار میبینیم . این جهت ، او را از پیامبران آسمانی کاملا جدا
میکند .
آئین زردشت به موجب همین نقص و یا به جهات دیگر نتوانست با ثنویت
مبارزه کند ، بطوری که بعد از زردشت بار دیگر ثنویت به مفهوم دو ریشهای
بودن هستی در میان ایرانیان پدید آمد . زردشتیان دوره ساسانی ، و مانویان
و مزدکیان ، که نوعی انشعاب از زردشتی گری در ایران محسوب میشوند ، در
حد اعلی ثنوی بودهاند .
در حقیقت باید گفت دین زردشت نتوانسته است ریشه شرک و ثنویت را
حتی در حدود تعلیمات گاتاها از دل ایرانیان برکند ، خودش نیز مغلوب
این عقیده خرافی گشته و تحریف شده است .
تنها اسلام بود که توانست این خرافه چند هزار ساله را از مغز ایرانی
خارج سازد . این یکی از مظاهر قدرت شگرف اسلام و تأثیر عمیق آن در روح
ایرانیان است که توانست مردمی را که ثنویت با گوشت و پوستشان آمیخته
شده بود تا آنجا که برخی از خاورشناسان ( دومزیل ١ ) معتقدند که : "
ثنویت ، اساس تفکر ایرانی است " و آنچنان
Dumezil[١] [ متخصص در اساطیر قوم آریا ] .