عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦
این تبعیضها و تفاوتها و بدیها از نظر نظام کلی عالم لازم و ضروری است . شک نیست که از نظر نظام عالم ، و از نظر تناسب ضروری در مجموعه ساختمان جهان ، وجود آنچه هست ضروری است ، ولی این مطلب جواب شبهه ظلم را نمیدهد . بحث عدل به معنی تناسب ، در مقابل بی تناسبی ، از نظر کل و مجموع نظام عالم است ، ولی بحث عدل در مقابل ظلم ، از نظر هر فرد و هر جزء مجزا از اجزاء دیگر است . در عدل به مفهوم اول ، " مصلحت " کل مطرح است و در عدل به مفهوم دوم ، مسأله حق فرد مطرح است . لهذا اشکال کننده بر میگردد و میگوید : من منکر اصل تناسب در کل جهان نیستم ، ولی میگویم رعایت این تناسب ، خواه نا خواه مستلزم برخی تبعیضها میگردد ، آن تبعیضها از نظر کل ، روا است و از نظر جزء ، ناروا است . عدل به معنی تناسب و توازن ، از شؤون حکیم بودن و علیم بودن خداوند است . خداوند علیم و حکیم به مقتضای علم شامل و حکمت عام خود میداند که برای ساختمان هر چیزی ، از هر چیزی چه اندازه لازم و ضروری است و همان اندازه در آن قرار میدهد .
ب . معنی دوم عدل ، تساوی و نفی هرگونه تبعیض است
گاهی که میگویند : فلانی عادل است ، منظور این است که هیچگونه تفاوتی میان افراد قائل نمیشود . بنابراین ، عدل یعنی مساوات . این تعریف نیازمند به توضیح است . اگر مقصود این باشد که عدالت ایجاب میکند که هیچگونه استحقاقی رعایت نگردد و با همه چیز و همه کس به یک چشم نظر شود ، این عدالت عین ظلم است . اگر اعطاء بالسویه ، عدل باشد ، منع بالسویه هم عدل خواهد بود . جمله عامیانه معروف : " ظلم بالسویه عدل است " از چنین نظری پیدا شده است . و اما اگر مقصود این باشد که عدالت یعنی رعایت تساوی در زمینه استحقاقهای متساوی ، البته معنی درستی است ، عدل ، ایجاب میکند اینچنین مساواتی را ، و اینچنین مساوات از لوازم عدل است ، ولی در این صورت بازگشت این معنی به معنی سومی است که ذکر خواهد شد .ج . رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذی حق ، حق او را
و ظلم عبارت است از پامال کردن حقوق و تجاوز و تصرف در حقوق دیگران . معنی حقیقتی عدالت اجتماعی بشری ، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنی است . این عدالت متکی بر دو چیز است : یکی حقوق و اولویتها ، یعنی افراد بشر نسبت به یکدیگر و در مقایسه با یکدیگر ،