عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١١
. ٤ حضرت علی بن موسی الرضا ( ع ) برادری دارند به نام زید النار .
رفتار این برادر چندان مورد رضایت امام نبود . در وقتی که امام در مرو
بودند ، روزی در مجلسی که گروه زیادی شرکت داشتند و سخن میگفتند زید نیز
در آن مجلس حضور داشت . حضرت در حالی که سخن میگفتند متوجه شدند که
زید عدهای را مخاطب قرار داده دم از مقامات خاندان پیغمبر میزند و بطور
غرور آمیزی دائما " نحن " " نحن " : " ما چنین . . . ما چنان . . .
" میگوید . امام سخن خود را قطع کرده زید را مخاطب ساخته فرمودند :
" این سخنان چیست که میگویی ؟ ! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان
رسول خدا وضع استثنائی داشته باشند ، خداوند بدکاران آنها را معذب نکند
و عمل نکرده به آنها پاداش دهد ، پس تو از پدرت موسی بن جعفر در نزد
خدا گرامیتری ، زیرا وی خدا را بندگی کرد تا به درجات قرب نائل آمد و
تو میپنداری که بی آنکه بندگی خدا کنی میتوانی در درجه موسی بن جعفر قرار
گیری " .
امام آنگاه رو کردند به حسن بن موسی الوشاء که از علمای کوفه بود و در
آن مجلس حضور داشت ، فرمودند :
علمای کوفه این آیه را چگونه قرائت میکنند : « قال یا نوح انه لیس من
اهلک انه عمل غیر صالح »[١] .
وی پاسخ داد : آنان چنین میخوانند : انه عمل غیر صالح یعنی او فرزند تو
نیست و از نطفه تو نیست ، او فرزند یک مرد زناکار است .
امام فرمود : چنین نیست ، آیه را غلط میخوانند و غلط تفسیر میکنند [٢] ، آیه چنین است : « انه عمل غیر صالح ». یعنی فرزند تو خودش نا صالح
است . او واقعا فرزند نوح بود ، او بدان جهت از درگاه خدا رانده شد و
غرق شد که شخصا نا صالح بود ، با اینکه فرزند نوح پیغمبر بود .
پس فرزندی و انتساب به پیغمبر و امام سودی ندارد ، عمل صالح لازم است
[٣] .
[١] هود / . ٤٦ [٢] معلوم میشود در آنوقت مردمی در کوفه پیدا شده بودند که چنین افکار غلطی داشتهاند و این عده - که البته عددشان زیاد نبوده است - برای اثبات مدعای فاسد خود آیه کریمه قرآن را به نوعی تحریف میکردهاند ، و امام که از این جریان آگاه بوده است ضمنا از این فرصت استفاده کرده نظر آنها را کوبیده است . [٣] بحار الانوار ، ج ١٠ ( چاپ قدیم ) ص . ٦٥