عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١
وحی الهی میخواست . آنجا که تکلیف یک حادثه در قرآن بطور صریح بیان
شده است و یا سنت قطعی در میان است و یا دسترسی به شخص رسول خدا و یا
ائمه معصومین ( از نظر شیعه ) ممکن بود تکلیف روشن بود . اما آنجا که
آیه صریح یا سنت قطعی وجود نداشت و دسترسی به معصوم هم نبود طبعا پای
اجتهاد و استنباط به میان میآمد .
اینکه اجتهاد از کی آغاز شد و چه تحولاتی در میان اهل سنت و چه تطوراتی
در شیعه پیدا کرد بحث دامنهداری است که اینجا محل طرح آن نیست .
تردیدی نیست که از زمان رسول خدا و حداقل از وقایع مقارن ایام وفات آن
حضرت ، این کار آغاز شد . اما اینکه آیا از اول بطور صحیح انجام گرفت
یا بطور ناصحیح ، مطلب دیگری است و ما در جای دیگر به این مطالب اشاره
کردهایم [١] .
فقه اسلامی نیز مانند علوم دیگر بسرعت متطور و متکامل شد و طبعا
سیستمهای مختلفی در آن بوجود آمد . در میان اهل تسنن دو سیستم فقهی به
وجود آمد : سیستم اهل حدیث که بیشتر میان فقهای مدینه معمول بود و سیستم
رأی و قیاس که بیشتر میان فقهای عراق معمول بود .
روش اهل حدیث این بود که در مسائل ، در درجه اول به قرآن رجوع
میکردند ، اگر حکم مسأله را در قرآن نمییافتند به حدیث پیغمبر مراجعه
میکردند ، اگر احادیث ، مختلف بود ، به ترجیح احادیث از نظر راویان
سند میپرداختند ، اگر در حدیث نمییافتند و یا ترجیحی در میان احادیث
مختلف به دست نمیآوردند به اقوال و فتاوای صحابه رجوع میکردند و اگر از
این راه هم طرفی نمیبستند کوشش میکردند به نحوی از اشاراتی که در نصوص
هست چیزی استفاده کنند و بندرت اتفاق میافتاد که به رأی و قیاس متوسل
شوند .
روش اهل قیاس غیر این بود . آنها اگر حکمی را در قرآن یا سنت ، قطعی
نمییافتند به احادیث منقوله چندان اعتماد نمیکردند زیرا آنها را غالبا
مجعول یا تحریف شده میدانستند . معتقد بودند که یک نفر فقیه در اثر
ممارست در مقررات قطعی اسلامی ، به روح قوانین اسلامی آشنا میشود و از
روی مشابهات میتواند حکم مسأله مورد نظر را اکتشاف کند .
[١] این بنده در نشریه سالانه " مکتب تشیع " منتشر در قم در سال ١٣٤٠ ، مقالهای تحت عنوان " اصل اجتهاد در اسلام " نگاشت و این تاریخچه را به طور فشر ده ذکر کرد . طالبان میتوانند به آن مقاله مراجعه کنند . [ این مقاله در کتاب " ده گفتار " اثر استاد شهید به چاپ رسیده است ] .