عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
اسلامی را از معارف قرآنی و از سایر متون اسلامی اعم از حدیث و خطبه و
دعا توضیح دادهایم و در اینجا لزومی به توضیح بیشتر نمیبینیم .
حکمای اسلامی ، با آشنائی با اصول صحیح برهانی از یک طرف ، و
الهامگیری از معارف اسلامی از طرف دیگر ، در اثر مجاهدات هزار ساله ،
موفق شدند " الهیات بالمعنی الاخص " را بر پایه بس استواری بنا کنند
.
از نظر حکمای الهی اسلامی ، عدل به عنوان حقیقتی واقعی تفسیر میشود بدون
آنکه مستلزم این باشد که ذات اقدس الهی محکوم یک جبر و یک قانون بوده
باشد و بر قاهریت علی الاطلاق ذات باری ، خدشهای وارد آید . حسن و قبح
عقلی نیز به گونهای د یگر تفسیر شد ، از حوزه معقولات نظری که ارزش کشف
و ارائه حقیقت دارد خارج گرد ید و جزء اندیشههای ضروری عملی اعتباری
قرار گرفت و به همین دلیل به هیچوجه به عنوان معیار و مقیاس برای افعال
باری تعالی پذیرفته نشد . حکماء بر خلاف متکلمین هرگز از این مفاهیم در
سطح معارف ربوبی استفاده نکردند .
مسأله غایت و غرض نیز پس از تقسیم غایت به غایت فعل و غایت فاعل
و اینکه مفهوم حکمت درباره باری تعالی مساوی است با مفهوم عنایت و
ایصال اشیاء به غایات آنها ، تکلیف روشنی پیدا کرد . از نظر حکماء هر
فعلی غایتی دارد و ذات اقدس الهی غایت کل یعنی غایة الغایات است ،
اشیاء همه از او و به سوی او است .
« و ان الی ربک المنتهی »[١]
البته هر یک از مباحث نامبرده ، دامنه درازی دارد و در این مقدمه
بیش از این نتوان از این مقولات سخن گفت .
طرح اصل عدل در حوزه فقه
ریشه طرح مسأله " عدل " را در جهان اسلام ، تنها در علم کلام و در میان متکلمان نباید جستجو کرد ، ریشهای هم در جای دیگر دارد و آن فقه اسلامی است .جامعه اسلامی از بدو تشکیل ، بر محور کتاب و سنت تأسیس شد . این جامعه مقررات و قوانین خود را اعم از عبادی یا تجاری یا مدنی یا جزائی یا سیاسی از منبع
[١] نجم / . ٤٢