عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
معروف شد ، اهل شوشتر است و " استاد المتأخرین " لقب یافت . شیخ در آنوقت تازه از سفر چند ساله خود به مشهد و اصفهان و کاشان برگشته بود و از این سفر توشه فراوانی برگرفته بود ، مخصوصا از محضر مرحوم حاج ملا احمد نراقی در کاشان . چنین حالتی در هر کس موجود باشد مصداق « اسلم وجهه لله »است . پس کفر و جحود یعنی کافر ماجرایی کردن و عناد ورزیدن . بعدا خواهیم گفت که از نظر قرآن مجید ، کافر از آن جهت کافر خوانده شده است که حالت عناد و انکار در عین ادراک کشف حقیقت در او هست ، و همین حالت است که موجب حبط است و آفت عمل خیر به شمار میرود . لهذا خدای متعال درباره اعمال کفار میفرماید : " مانند خاکستری است که باد تندی بر آن بوزد و آن را از بین ببرد " : « مثل الذین کفروا بربهم اعمالهم کرماد اشتدت به الریح فی یوم عاصف ( ١ ) . فرض کنیم پاستور ، پی جویی علمی خویش را که منتهی به کشف میکروب گردید برای خدا انجام داده است و منظورش احسان به خلق ، تقریبا الی الله بوده است ، کافی نیست که در نهایت امر مأجور عند الله باشد . اگر او دارای صفاتی از قبیل جحود و امثال آن بوده و نسبت به عقاید خویش تعصب میورزیده است بطوری که اگر گفته میشد مثلا دین مسیح ( ع ) برای تو یک دین جغرافیایی است ، یک دین پدر و مادی است ، آیا تحقیق کردی که دینی بهتر و کامل تر از دین مسیح وجود دارد یا ندارد ؟ او زیر بار نمیرفت و میگفت " نان ، نان سنگک و دین ، دین مسیح " و حتی حاضر به تحقیق و جستجو هم نمیشد ، البته تمام اعمال او هبا و هدر است ، زیرا در این فرض ، او " کافر ماجرا " بوده و کافر ماجرایی تمام کوشش انسان را نابود میسازد ، عمل انسان همراه با چنین حالتی همچون خاکستری است در معرض غارت تندباد . پاستور به عنوان یک مثال ذکر شد ، نمیخواهیم بگوییم پاستور چنین بوده است ، خدا داناست . ما نیز اگر با حق عناد داشته باشیم مشمول همین فرمول کلی میباشیم . پروردگارا ما را از حالت کفر و عناد و کافر ماجرایی حفظ فرما .