عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦
فراتر نمیرود نیست ، از بحث گذشته نظر ما درباره آنها از نظر منطق اسلام روشن شد . بحث ما در این فصل درباره آن نیکوکارانی است که به مبدأ و معاد ایمان دارند و طبعا میتوانند در عمل آهنگ بالا کنند و برای مقصدی ماوراء مادیات عمل نمایند . گفته میشود که ادیسون و پاستور از این گونه مردمانند ، گفته میشود آنان مردمی مذهبی بودهاند و دارای انگیزههای خداپرستانه بودهاند ، یعنی آنان در کارهایشان درست مانند متدینین مسلمان ، برای رضای الهی و به انگیزه خدایی اقدام میکرده اند ، اینها در حقیقت مسیحیانی هستند که مسیحی نیستند ، زیرا اگر مسیحی واقعی باشند و به اصول موجود مسیحیت مؤمن و معتقد باشند ، مسیح را خدا میدانستند و طبعا امکان نداشت که موحد واقعی باشند ، دانشمندان امروز مسیحی شاید کمتر به خرافات تثلیث معتقد باشند . برای پاسخ به این قسمت باید دید ایمان به نبوت و امامت از چه نظر لازم است ؟ و چرا باید شرط قبول اعمال باشد ؟ به نظر میرسد دخالت ایمان به انبیاء و اولیاء خدا در پذیرش اعمال از دو جهت است : یکی اینکه معرفت آنان برمیگردد به معرفت خدا . در حقیقت شناختن خدا و شؤون او بدون معرفت اولیاء خدا کامل نمیگردد ، به عبارت دیگر اینکه : شناختن خدا بطور کامل شناختن مظاهر هدایت و راهنمایی است . دیگر اینکه شناختن مقام نبوت و امامت از این نظر لازم است که بدون معرفت آنان ، بدست آوردن برنامه کامل و صحیح ممکن نیست . فرق بزرگ بین یک نفر مسلمان نیکوکار و یک نفر کافر نیکوکار این است که کافر نیکوکار از آن جهت که دارای برنامه صحیح و درست نیست ، احتمال موفقیتش ناچیز است ، ولی یک نفر مسلمان از آن جهت که خود را به دینی تسلیم کرده است که برنامهای جامع و صحیح دارد ، اگر برنامه خویش را درست و صحیح اجرا کند موفقیتش قطعی است . عملی صالح ، تنها احسان به خلق نیست ، تمام واجبات و محرمات و مکروهات و مستحبات ، جزء برنامه عمل صالح است . مسیحی متدینی که به خاطر دوری از اسلام فاقد برنامه صحیح است از مواهب عظیم این برنامه محروم است ، زیرا ممنوعاتی را که نباید ، مرتکب میشود ، مثلا شراب نباید بنوشد و مینو شد . میدانیم که ممنوعیت شراب به واسطه زیانهای فردی و اجتماعی و روحی آن است و طبعا آنکه شراب مینوشد زیانهای شراب به او میرسد و از این نظر مانند کسی است که از راهنمایی پزشک محروم است و به واسطه این محرومیت ، کاری میکند که پیش