عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٥
افرادی اینچنین که البته در همه زمانها کم یا بیش پیدا میشوند ، حداقل این است که در عذاب آنها تخفیف داده میشود و یا عذاب از آنها بکلی برداشته میشود . به نظر من اگر افرادی یافت شوند که نیکی به انسانهای دیگر و حتی نیکی به یک جاندار اعم از انسان یا حیوان را - زیرا لکل کبد حراء اجر - بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند ، و حتی در عمق وجدان خود از آن جهت خدمت نکنند که چهره خود را در آیینه وجود محرومین میبینند ، یعنی ترس از اینکه روزی چنین سرنوشتی داشته باشند عامل محرک آنها نباشد ، بلکه طوری انگیزه احسان و خدمت در آنها قوی باشد که اگر بدانند هیچ گونه سودی عاید آنها نمیشود و حتی یک نفر هم از کار آنها آگاه نمیگردد و احدی به آنها یک " بارک الله " هم نخواهد گفت باز هم آن کار خیر را انجام میدهند ، و تحت تأثیر عادت و امثال آن هم نباشند ، باید گفت در عمق ضمیر این انسانها نوری از معرفت خداوند هست ، و به فرض اینکه به زبان ، انکار کنند در عمق ضمیر اقرار دارند ، انکارشان در واقع و نفس الامر انکار یک موهومی است که آن را بجای خدا تصور کردهاند و یا انکار یک موهوم دیگری است که آن را بجای بازگشت به خدا و قیامت تصور کردهاند ، نه انکار خدا و معاد واقعی . علاقه به خیر و عدل و احسان از آن جهت که خیر و عدل و احسان است ، بدون هیچ شائبه چیز دیگر ، نشانهای است از علاقه و محبت ذات جمیل علی الاطلاق ، علیهذا بعید نیست که اینگونه کسان واقعا و عملا در زمره اهل کفر محشور نگردند ، هر چند لسانا منکر شمرده میشوند . والله اعلم .
ایمان به نبوت و امامت
اکنون یک قسمت دیگر از مسأله را مورد بحث قرار میدهیم و آن این است که آیا غیر مسلمانان که موحد و به قیامت معتقدند و برای خدا کار میکنند وضعشان چگونه است ؟ در میان اهل کتاب مردمی یافت میشوند که نه مسیح را فرزند خدا میدانند و نه عزیر را ، و نه ثنوی و آتش پرستند ، نه میگویند « المسیح ابن الله و نه میگویند « عزیر ابن الله » ، و نه میگویند اهریمن خدای بدیها ، به روز رستاخیز هم معتقدند . سرنوشت اعمال آنان چیست ؟ در اینجا اکنون بحث ما درباره آن عده از مکتشفین و مخترعین و خدمتگزاران به بشریت که مادی و منکر خدا هستند و طبعا انگیزههای عملی آنها از حدود مادیات