عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
نظر اجتماعی و در مقیاس تاریخ ، خیر است ، یعنی کار مفید و نافع برای خلق خداست . در این حساب تفاوتی نمیکند که هدف فاعل از ایجاد بیمارستان یا مؤسسه خیریه دیگر چه باشد ؟ خواه هدفش ریاکاری و تظاهر و اشباع غرائز نفسانی باشد یا انسانی و عالی و غیرفردی و مافوق مادی ، در هر صورت از لحاظ اجتماع یک مؤسسه خیریه بوجود آمده است . قضاوت تاریخ در مورد اعمال مردم همیشه از همین جنبه و در همین بعد است . تاریخ هرگز به نیت اشخاص کاری ندارد . وقتی سخن از شاهکارهای هنر و صنعت در اصفهان به میان میآید کسی کاری ندارد که مثلا پدیدآورنده مسجد شیخ لطف الله یا مسجد شاه یا سی و سه پل چه نیتی و هدفی داشته است ، تاریخ پیکر را میبیند و نام عمل را " عمل خیر " میگذارد . اما در حساب " حسن فاعلی " نظر به اثر اجتماعی و خارجی فعل نیست ، در این حساب نظر به نوع ارتباط عمل با فاعل است ، در این حساب مفید بودن عمل کافی نیست برای اینکه عمل ، " عمل خیر " محسوب گردد . در اینجا حساب این است که فاعل با چه نیت و چه منظور و هدفی و برای وصول به چه مقصدی اقدام کرده است . اگر فاعل ، دارای نیت و هدف خیر باشد و کار خیر را با انگیزه خیر انجام داده باشد کارش خیر است یعنی حسن فاعلی دارد و عملش دو بعدی است ، در دو امتداد پیش رفته است : در امتداد تاریخ و زندگی اجتماعی بشری ، و در امتداد معنوی و ملکوتی ، ولی اگر آن را با انگیزه ریا یا جلب منفعت مادی انجام داده باشد ، کارش یک بعدی است ، تنها در امتداد تاریخ و زمان پیش رفته ولی در امتداد معنوی و ملکوتی پیش نرفته است و به اصطلاح اسلامی عملش به عالم بالا صعود نکرده است ، و به تعبیر دیگر در اینگونه موارد ، فاعل به اجتماع خدمت کرده و آن را بالا برده است ولی به خودش خدمت نکرده است بلکه احیانا خیانت کرده است ، روحش بجای اینکه با این عمل ، تعالی یابد و بالا رود تنزل یافته و سقوط کرده است . البته مقصود این نیست که حساب حسن فاعلی از حسن فعلی بکلی جداست و انسان از نظر نظام روحی و تکامل معنوی نباید کاری به کارهای مفید اجتماعی داشته باشد ، مقصود این است که کار مفید اجتماعی آنگاه از نظر نظام روحی و تکامل معنوی مفید است که روح با انجام آن عمل یک سیر و سفر معنوی کرده باشد ، از منزل خودخواهی و هواپرستی خارج شده و قدم به منزل اخلاص و صفا گذاشته باشد . نسبت حسن فعلی به حسن فاعلی نسبت بدن به روح است . یک موجود زنده ، ترکیبی است از روح و بدن ، باید در پیکر عملی که حسن فعلی دارد ، حسن فاعلی دمیده شود تا آن عمل زنده گردد و حیات یابد .