عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
قیس بن عاصم که از اصحاب رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است نقل کرده که روزی با گروهی از " بنی تمیم " خدمت پیغمبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) شرفیاب شدم ، گفتم یا رسول الله ! ما در صحرا زندگی میکنیم و از حضور شما کمتر بهرهمند میگردیم ، ما را موعظه فرمایید . رسول اکرم نصایح سودمندی فرمود و از آن جمله چنین فرمود : " برای تو به ناچار همنشینی خواهد بود که هرگز از تو جدا نمیگردد ، با تو دفن میگردد در حالی که تو مردهای و او زنده است . همنشین تو اگر شریف باشد تو را گرامی خواهد داشت و اگر نابکار باشد تو را به دامان حوادث میسپارد . آنگاه آن همنشین با تو محشور میگردد و در رستاخیز با تو برانگیخته میشود و تو مسؤول آن خواهی بود . پس دقت کن که همنشینی که انتخاب میکنی نیک باشد زیرا اگر او نیک باشد مایه انس تو خواهد بود و در غیر این صورت موجب وحشت تو میگردد . آن همنشین ، کردار تو است " . قیس بن عاصم عرض کرد دوست میدارم که اندرزهای شما به صورت اشعاری درآورده شود تا آن را حفظ و ذخیره کنم و موجب افتخار ما باشد . رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) دستور فرمود کسی به دنبال حسان بن ثابت برود ، ولی قبل از اینکه حسان بیاید قیس خودش که از سخنان رسول اکرم به هیجان آمده بود ، نصایح رسول خدا را به صورت شعر درآورد و به حضرت عرضه داشت . اشعار این است :
| تخیر خلیطا من فعالک انما |
| قرین الفتی فی القبر ما کان یفعل |
| و لابد بعد الموت من ان تعده |
| لیوم ینادی المرء فیه فیقبل |
| فان کنت مشغولا بشیء فلا تکن |
| بغیر الذی یرضی به الله تشغل |
| فلن یصحب الانسان من بعد موته |
| و من قبله الا الذی کان یفعل |
| الا انما الانسان ضیف لاهله |
| یقیم قلیلا فیهم ثم یرحل |