عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥
سرمایه ای است که در گردش است و سودهایی که تولید میکند رهین جریان و
گردش آن است . اگر جهان ، ثابت و لا یتغیر بود ، مانند سرمایههای راکد
میشد که نه سودی تولید میکند و نه زیانی ببار میآورد .
سرمایه ای معین و مخصوص که در یک بازار به جریان میافتد ، گاهی سود
میآورد و گاهی زیان میبرد ، اما اگر مجموع سرمایهها را در نظر بگیریم
دیگر زیانی وجود ندارد و جریان سرمایهها حتما زاینده و فزاینده است .
در نظام جهان نیز بکار افتادن همه مواد جهان که به وسیله فرمول قابلیت
ماده و تضاد صور انجام میگیرد قطعا سودآور است و جهان را به سوی کمال
سوق میدهد . در منطق دیالکتیک ، " مسأله تضاد " با اهمیت فوق العاده
تلقی شده و مبنای جهان بینی دیالکتیکی قرار گرفته است . ولی خیلی قبل از
ظهور این فلسفه ، فلاسفه و عرفای اسلام ، به اصل تضاد توجه کرده و نکات
جالبی در این زمینه بیان کرده اند ، و حتی از بعضی از منقولات حکمت
یونان بدست میآید که توجه به این اصل در میان فلاسفه یونان نیز سابقه
داشته است .
طنطاوی در تفسیر " الجواهر " [١] از سقراط نقل میکند که وی " اصل
تضاد " را به عنوان دلیلی برای اثبات زندگی پس از مرگ بکار میبرده
است .
طنطاوی مینویسد : زمانی که میخواستند سقراط را اعدام کنند ، وی در
لحظات آخر زندگی برای اثبات اینکه پس از مرگ زندگی دیگری وجود دارد
چنین استدلال کرد :
" ما مینگریم که در جهان همواره ضدها از یکدیگر متولد میشوند : زیبایی
از زشتی ، عدالت از ستمگری ، بیداری از خواب ، خواب از بیداری ،
نیرومندی از ناتوانی و بالعکس . . . هر چیزی از ضد خودش پدید میآید . . . مرگ و زندگی و نیستی و هستی نیز مشمول همین قاعده کلی خواهند بود و به
این دلیل باید از مرگ ، یک زندگی دیگر بوجود آید و الا قاعده عمومی
طبیعت نقض میگردد " .
مولوی درباره پرورش اضداد در شکم یکدیگر ، میگوید :
| با خود آمد گفت ای بحر خوشی |
| ای نهاده هوشها در بیهشی |
| خواب در ، بنهادهای بیداری ای |
| بستهای در بیدلی دلدادهای |
[١] ج ١١ ص [٥]