عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧
به آن ، خاصیت دو قائمه داشتن ، و به این ، خاصیت چهار قائمه داشتن را اعطا کردهاند . لهذا این پرسش جا ندارد که چرا به مثلث ستم کردهاند و خاصیت چهار قائمه را ندادهاند . نه ، مثلث جز همان خاصیت معین را نمیتواند داشته باشد ، مثلث را کسی مثلث نکرده است ، یعنی چنین نیست که مثلث قبلا در وضع دیگری بوده و خواصی دیگر داشته است و کسی آمده او را تبدیل به مثلث کرده است ، و یا مثلث و مربع و غیره در یک مرحله از مراحل هستی خود و در یک مرتبه از مراتب واقعیت خود فاقد همه خواص بودهاند و بعد یک قدرت قاهرهای آمده است و این خواص را میان آنها تقسیم کرده است و دلش خواسته که به مجموع زوایای مثلث خاصیت تساوی با دو قائمه را بدهد و به مجموع زوایای مربع خاصیت تساوی با چهار قائمه را ، تا این پرسش پیش آید که چرا تبعیض شده است ؟ و مثلث به زبان حال ، اعتراض کند که به من جفا شده و باید به من هم خاصیتی مانند خاصیت مربع داده میشد . تفاوت موجودات جهان نیز همینطور است . اینکه جمادات ، رشد و درک ندارند و گیاهان رشد دارند و درک ندارند و حیوان ، هم رشد دارد و هم درک دارد ، ذاتی مرتبه وجود جماد و نبات و حیوان است ، نه آنکه همه اول یکسان بودهاند ، و بعد آفریدگار به یکی خاصیت درک و رشد را داده است و به دیگری هیچکدام را نداده است و به سومی یکی را داده و یکی را نداده است . بوعلی سینا جمله معروفی دارد که مبین همین حقیقت است . وی گفته است : ما جعل الله المشمشة مشمشة بل اوجدها . " خدا زردآلو را زردآلو نکرده است ، بلکه زردآلو را ایجاد کرده است " . زردآلو برای مثال ذکر شده است ، منظور ، همه موجودات است . خدا اشیاء را آفریده است و آنها ذاتا اختلاف دارند . خدا زردآلو را آفریده ، سیب را آفریده ، انار را آفریده و هکذا ، ولی چنین نبوده که قبلا همه آنها یکنواخت بودهاند و خدا بین آنها اختلاف برقرار ساخته است . خدا زمان را آفریده است . زمان خاصیت معینی دارد ، گذشته و حال و آینده در آن هست . خدا زمان را چگونه آفرید ؟ آیا اول زمان را مانند یک گلوله نخ به صورت یک مجموعه که همه اجزاء آن با هم است آفریده و سپس آن را کش داده و باز کرده و به صورت فعلی درآورده است ؟ و نیز جسم را آفرید . آیا اول جسم را بدون کشش و امتداد و حجم آفرید و بعد به آن ، کشش و حجم داد ؟ یا آفریدن جسم مساوی است با