عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣
دو وجود به او داده نشده است ، یکی وجود فی نفسه ، و یکی وجود بالاضافه . فرض کنید شما مطلبی را برای شاگردان بیان میکنید ، بار دیگر آن را تکرار میکنید ، برای نوبت سوم و چهارم همان مطلب را بازگو میکنید . شما در هر چهار نوبت همان مطلب را بدون کم و زیاد ادا کردهاید . به عبارت دیگر بیان شما که از طرف شما وجود پیدا کرده است ، در هر چهار نوبت یکجور است ، ولی این چهار نوبت هر کدام دارای صفت بالخصوص است ، یکی " اول " است و دیگری " دوم " و دیگری " سوم " و دیگری " چهارم " . آیا شما در هر نوبت دو عمل انجام داده اید : یکی اینکه مطلب را ادا کردهاید ، دیگر اینکه صفت " اولیت " یا " ثانویت " یا " ثالثیت " یا " رابعیت " را به آن دادهاید ؟ و یا اینکه این صفات یک سلسله صفات اضافی و در عین حال اعتباری و انتزاعی میباشند که از عمل مکرر شما که هر چهار نوبت به یک شکل صورت گرفته با مقایسه با یکدیگر پیدا میشود ؟ بدیهی است که شق دوم صحیح است . اینگونه صفات که صفاتی اعتباری و انتزاعی اند در عین حال از لوازم قهری و لا ینفک ملزومات خود هستند که اموری حقیقی و واقعی اند . علیهذا درباره این امور به عنوان اشیائی مستقل نمیتوان بحث کرد ، نمیتوان این پرسش را به این صورت مطرح کرد که چرا فاعل و مبدأ ، این وجودهای اضافی و اعتباری را آفرید ، زیرا این وجودات اولا واقعی نیستند تا سخن از آفرینش آنها به میان آید ، و ثانیا این وجودهای اعتباری و انتزاعی ، از لوازم وجودهای واقعی اند و به صورت مستقل قابل طرح نیستند ، و اگر به صورت غیر مستقل طرح شوند به این صورت خواهد بود که چرا وجودات واقعی که اینها از لوازم اعتباری و انتزاعی لا ینفک آنها هستند آفریده شدند ؟ و این مطلبی است که در بخش بعد طرح میشود و پاسخ آن داده میشود . ضمنا به این نکته نیز اشاره کنیم که اینکه گفتیم اول بودن و دوم بودن و غیره ، امور اعتباری و انتزاعی میباشند و وجود واقعی ندارند و بدین جهت جعل و خلق و ایجاد به آنها تعلق نمیگیرد و فرض خلق و ایجاد درباره آنها نمیشود ، با یک مطلب دیگر اشتباه نشود و آن ، مسأله " تقدیم و تأخیر " است ، یعنی اینکه انسان یا فاعل مختار و ذی شعور دیگر ، از میان دو کار یا دو چیز ، یکی را بر دیگری مقدم بدارد و آن را اول قرار دهد . این ، مطلب دیگری است و بعد درباره آن بحث خواهیم کرد . توجه به مثال بالا مطلب را روشن میکند . به هر حال اسناد امور اعتباری به علت ، مجازی و بالعرض است . از این جهت حکما گفتهاند شرور ، بالذات مورد تعلق آفرینش قرار نمیگیرند ، بالذات معلول و