عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
فکر میکنیم مطلب ارزش دارد که مورد دقت قرار گیرد ، و البته سعی خواهیم کرد که حتی الامکان بیان مطلب سادهتر باشد . مقصود کسانی که میگویند " شر عدمی است " این نیست که آنچه به نام " شر " شناخته میشود وجود ندارد ، تا گفته شود این خلاف ضرورت است ، بالحس و العیان میبینیم که کوری و کری و بیماری و ظلم و ستم و جهل و ناتوانی و مرگ و زلزله و غیره وجود دارد ، نه میتوان منکر وجود اینها شد و نه منکر شر بودنشان ، و هم این نیست که چون شر ، عدمی است پس شر وجود ندارد ، و چون شری وجود ندارد پس انسان وظیفهای ندارد زیرا وظیفه انسان مبارزه با بدیها و بدها و تحصیل خوبیها و تأیید خوبها است ، و چون هر وضعی خوب است و بد نیست ، پس باید به وضع موجود همیشه رضا داد و بلکه آن را بهترین وضع ممکن دانست . در قضاوت عجله نکنید ، نه میخواهیم منکر وجود کوری و کری و ستم و فقر و بیماری و غیره بشویم و نه میخواهیم منکر شریت آنها بشویم و نه میخواهیم سلب مسؤولیت از انسانها بکنیم و نقش انسان را در تغییر جهان و تکمیل اجتماع نادیده بگیریم . تکاملی بودن جهان - و بالخصوص انسان - و رسالت انسان در سامان دادن آنچه بر عهدهاش گذاشته شدهاست جزئی از نظام زیبای جهان است . پس سخن در اینها نیست ، سخن در این است که همه اینها از نوع " عدمیات " و " فقدانات " میباشند و وجود اینها از نوع وجود " کمبودها " و " خلاها " است و از این جهت شر هستند که خود ، نابودی و نیستی و یا کمبودی و خلا هستند ، و یا منشأ نابودی و نیستی و کمبودی و خلاند ، نقش انسان در نظام تکاملی ضروری جهان ، جبران کمبودها و پر کردن خلاها و ریشه کن کردن ریشههای این خلاها و کمبودهاست . این تحلیل اگر مورد قبول واقع شود ، قدم اول و مرحله اول است ، اثرش این است که این فکر را از مغز ما خارج میکند که شرور را کی آفریده است ؟ چرا بعضی وجودات خیرند و بعضی شر ؟ روشن میکند که آنچه شر است از نوع هستی نیست بلکه از نوع خلا و نیستی است ، و زمینه فکر ثنویت را که مدعی است هستی ، دو شاخهای و بلکه دو ریشهای است از میان میبرد . اما از نظر عدل الهی و حکمت بالغه ، هنوز مراحل دیگری داریم که بعد از طی این مرحله باید آنها را طی کنیم . خوبیها و بدیها در جهان ، دو دسته متمایز و جدا از یکدیگر نیستند آنطوری که مثلا جمادات از نباتات ، و نباتات از حیوانات جدا هستند و صفهای خاصی را بوجود میآورند . این خطا است که گمان کنیم بدیها یک رده معینی از اشیاء هستند که ماهیت