عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٥
شریک داشتن متهم کردهاند . در نظر ثنویه ، که جهان را به دو قسمت نیک و بد تقسیم کردهاند و وجود بدیها را زائد بلکه زیانبار میدانند و قهرا آنها را نه از خدا بلکه از قدرتی در مقابل خدا میدانند ، خداوند همچون آدم با حسن نیت ولی زبون و ناتوانی است که از وضع موجود رنج میبرد و به آن رضایت نمیدهد ولی در برابر رقیب شریر و بدخواهی قرار دارد که بر خلاف میل او فسادها و تباهیها ایجاد میکند . " ثنویه " نتواسته اند اعتقاد به قدرت نامتناهی و اراده مسلط خدا و قضا و قدر بی رقیب او را توأم با اعتقاد به حکیم بودن و عادل بودن و خیر بودن خدا حفظ کنند . ولی اسلام در عین اینکه خدا را مبدأ هر وجود و دارای رحمت پایان ناپذیر و حکمت بالغه میداند ، به اراده توانا و قدرت مقاومت ناپذیر او نیز خدشه وارد نمیکند ، همه چیز را مستند به او میکند ، حتی شیطان و اغوای او را . از نظر اسلام ، مسأله شرور به شکل دیگری حل میگردد و آن این است که میگوید با اینکه در یک حساب ، امور جهان به دو دسته نیکیها و بدیها تقسیم میگردد ولی در یک حساب دیگر ، هیچگونه بدی در نظام آفرینش وجود ندارد ، آنچه هست خیر است و نظام موجود نظام احسن است ، و زیباتر از آنچه هست امکان ندارد . اینگونه پاسخگوئی به مسأله " شرور " از لحاظ عقلی ، متکی به فلسفه خاصی است که در آن ، مسائل وجود و عدم بطور عمیقی مورد دقت قرار میگیرد . پاسخی که این فلسفه به " ثنویه " میدهد این است که " شرور " موجودهای واقعی و اصیلی نیستند تا به آفریننده و مبدأی نیازمند باشند . این مطلب را به دو بیان میتوان تقریر کرد : عدمی بودن شر ، نسبی بودن شر . با توضیح این دو مطلب ، شبهه دوگانگی هستی بکلی رفع میشود .
شر ، عدمی است
یک تحلیل ساده نشان میدهد که ماهیت " شرور " ، عدم است ، یعنی بدیها همه از نوع نیستی و عدمند . این مطلب ، سابقه زیادی دارد . ریشه این فکر از یونان قدیم است . در کتب فلسفه ، این فکر را به یونانیان قدیم و خصوصا افلاطون نسبت میدهند ، ولی متأخران آن را بیشتر و بهتر تجزیه و تحلیل کردهاند ، و ما چون این مطلب را صحیح و اساسی میدانیم در اینجا در حدودی که متناسب با این کتاب است طرح میکنیم و مقدمه از خوانندگان محترم ضمن پوزشخواهی از سنگینی مطلب ، درخواست میکنیم اندکی شکیبایی به خرج دهند و کوشش کنند که مقصود را دریابند .