عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
بین هر دو حادثه " وجوب بالقیاس " حکومت میکند و " امکان بالقیاس " تحقق خارجی ندارد ، زیرا همه حوادث بالاخره در یک " علت رأس " اشتراک دارند و چون بین هر علت و معلولی رابطه ضرورت وجود دارد ، بین همه حوادث ، ضرورت حکمفرماست . اصولی که اثبات این پیوستگی ضروری و عمومی بر آن متکی است از این قرار است : . ١ قانون علت و معلول عمومی . . ٢ ضرورت علت و معلول . . ٣ سنخیت علت و معلول . . ٤ جهان هستی ، همه به یک علت العلل منتهی میشود . اصل اول ، همان قانون پایه و بدیهیای است که همه علوم به آن اتکاء دارند و انکار آن ، مستلزم انکار همه چیز و غرق شدن در غرقاب سوفسطائی گری است . اصل دوم ، مبین این حقیقت است که هر معلول ، وقتی بوجود میآید که نه تنها علت او موجود باشد بلکه از ناحیه وجود علت ، ضرورت پیدا کرده باشد . مادامی که وجود یک معلول از ناحیه علت خود ضروری نگردد محال است که آن معلول بوجود آید ، و بالعکس ، وقتی که علت تامه یک شیء ، محقق شد ، وجود معلول را ایجاب میکند ، و در این صورت موجود نشدن معلول محال است . از این اصل نتیجه میشود که هر چیزی که موجود شده ، وجودش ضرورت داشته است و هر چیزی که موجود نشده ، عدمش ضرورت داشته است . اصل سوم ، ارتباط مشخص علت و معلول را تضمین میکند و نتیجه میدهد که هیچ علتی نمیتواند بجای معلول خودش ، معلول دیگری را بوجود آورد ، و هیچ معلولی نیز ممکن نیست از غیر علت خودش بوجود آید . از این سه اصل ، نتیجه میشود که جهان یک نظام قاطع و غیر قابل تبدیلی دارد ، و با ضمیمه شدن اصل چهارم که همان اصل " توحید مبدأ " است ، ارتباط و پیوستگی قاطع و عمومی بین همه حوادث جهان استنباط میگردد . در بخش سوم تحت عنوان " تفاوت ظرفیتها " توضیحات دیگری در اطراف این مطلب داده خواهد شد .