عدل الهی - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
علت خود قرار گیرد و علت به جای او بیاید ، و به این حساب باید ممکن
باشد که خدا ، مخلوق گردد و مخلوق ، خدا گردد .
واجب بودن واجب ، و ممکن بودن ممکن ، ذاتی آنها است ، یعنی نه این
است که ممکن الوجود ، ممکن بود واجب باشد ، و واجب الوجود ممکن بود که
ممکن باشد ولی تصادفا و یا به واسطه یک علت خارجی ، آن یکی واجب شد و
این یکی ممکن . خیر ، ممکن الوجود ، واجب الامکان است ، و واجب الوجود
، واجب الوجوب .
همچنین است مراتب ممکنات . هر مرتبه از مراتب ممکنات ، در هر درجه
و هر مقامی از وجود که هستند ، همین حال را دارند ، مثلا آنکه موکل بر بسط
و رزق دادن موجودات است ، یا آنکه مأمور قبض و دریافت موجودات است
، مقامی که به او تفویض شده است ، لازمه نحوه وجود و مرتبه وجودی است
که به او افاضه شده است . نه چنین است که مثلا ممکن بود یک پشه با یک
ابلاغ جای میکائیل را بگیرد ، و یک مورچه با ابلاغ دیگر جای عزرائیل را ،
و یک انسان جای جبرائیل را .
همه آن اشتباهات - که فرض میشود کامل در جای ناقص بنشیند و ناقص در
جای کامل - از آنجا پیدا شده است که افراد ، قطعیت و ضرورت و روابط
ذاتی موجودات را درک نمیکنند و مراتب موجودات را در جهان هستی از
قبیل مراتب قراردادی و اعتباری افراد در محیط اجتماع فرض میکنند ، همه
اشتباهات از قیاس خدا به انسان و قیاس نظام ذاتی جهان به نظام
قراردادی اجتماع انسان ناشی میشود .
[١] دهر / . ٢٣