نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
مطلب دیگر قابل گفتگو است و آن این که کارها مطلقا عقیم نیستند ، هر کاری اعم از کارهای جمادی یا حیاتی ، مولد کارنو و ارزش نو است ، چه در موردی که کارگر با کار مجسم هست ، و چه نیست . چنان که میدانیم اصطلاح عوامانهای هست : " کارفرما کار میکند و کدبانو لاف میزند " ( کارفرما یعنی ابزار کار ) . ابزار کار ، مثل قیچی ، خودکار میکند . کار لازم نیست که منحصر به صرف انرژی باشد ، حتی لازم نیست در آن صرف انرژی شده باشد . کارخانه واقعا کار میکند و نیرو تبدیل به انرژی میکند ، حرکت میکند . خانهای که مستأجر در آن مینشیند ، هر چند کار به معنی حرکت ندارد ولی فایده تدریجی دارد . پس برای این که شیء مولد ارزش باشد لازم نیست مولد کار باشد ، بلکه باید قابل استفاده باشد . و ثانیا ارزش نقد یک شیء که پولش در جریان مبادله کار میکند ، با ارزش تدریجی یک شیء که پولش در جریان مبادله کار میکند ، با ارزش تدریجی یک شیء متفاوت است . اگر خانهای صد هزار تومان خرجش شده و الان هم نقد به همان قیمت میارزد ، دلیل نمیشود هنگامی که قیمت خانه در مدت پانصد ماه میخواهد پرداخت شود نیز همان صد هزار تومان باشد . پس ولو این که اینچنین ثروتی را مولد ندانیم ولی به حسب زمان ، قابل نمو و رشد در شرایط خاصی میدانیم . اگر قبول کنیم که ارزش = کار است ، و کار را نه مولد بدانیم و نه نامی و رشد کننده ، باید بپذیریم که سرمایه داری از لحاظ اسلامی به هیچ شکلی قابل قبول نیست ، ولی اگر یکی از سه اشکال فوق را پذیرفتیم ، شاید بعضی از شکلهای سرمایهداری از لحاظ اقتصاد اخلاقی قابل پذیرش باشد . اکنون وارد بحث ارزش اضافی بشویم .