نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
که در آن صورت گرفته است . اکنون ببینیم تکلیف اضافه ارزش چه میشود ؟ در اینجا به نظر ما در چند مطلب باید بحث شود : الف . آیا استفاده از نیروی کار به منظور فروش و استفاده از حاصل آن ، و به عبارت دیگر استفاده از اضافه ارزش ، از مشخصات کاپیتالیسم جدید است یا آن که حتی در نظام اقتصاد ساده قدیم نیز بوده است ، و اگر در قدیم هم بوده است پس مشخص اصلی سرمایهداری جدید چیست ؟ و به عبارت دیگر فصل ممیز رژیم اقتصادی جدید چیست ؟ ب . آیا همان طور که ارزش هر چیزی ناشی از کاری است که در آن صورت گرفته است ، و به مقدار کاری است که در آن صورت گرفته است [ مطابق فرض ] ، قدرت ایجاد ارزش هر چیز نیز به اندازه ارزش خود آن چیز است ؟ یا ممکن است چیزی بیش از اندازه ارزشی که دارد ارزش ایجاد کند ؟ و به عبارت دیگر ، بیش از اندازه کاری که در ایجاد آن صورت گرفته ، کار تحویل دهد ؟ به عبارت دیگر آیا مقدار کاری که از اشیاء ساخته است ، حداکثر مساوی است با مقدار کاری که در آنها تراکم یافته ، و هر چیزی فقط قادر است مقدار کار متراکم شده در خود را به دیگری منتقل کند ، یا قادر است بیش از آن مقدار کاری که صرف خودش شده است به دیگری منتقل نماید ؟ به عبارت دیگر ، مطابق اصطلاح مارکسیستها ، آیا ارزش اشیاء ، ثابت است یا متغیر ؟ یا شق سومی در کار است و باید قائل به تفصیل شد و آن این که بعضی اشیاء قادر نیستند و بعضی اشیاء دیگر قادرند . اگر اینچنین است رمز این تفاوت در کجاست ؟