نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
موضوع جبر تاریخ مورد قبول است اما نه جبر اقتصادی . اینها عوامل جبر
را کاملا نشناختهاند . در باب سوسیالیزم از دو جهت باید بحث کرد ، یکی
از نظر خود تئوری و فرضیه ، به عنوان این که بهترین رژیم زندگی بشر چیست
؟ دیگر از نظر اجراء و عمل و این که آیا میتواند تماما یا بعضا قبل از
کاپیتالیسم وجود پیدا کند یا نه ؟ فرضا ما بپذیریم که جامعهای قبل از
پیمودن کاپیتالیسم قادر نیست به سوسیالیزم برسد ، دلیل نمیشود که فرضیه
خاص سوسیالیستی را خیالی بدانیم .
ایضا در ص ١٠ میگوید :
" باری ، برای این که این یا آن تغییر شکل اجتماعی امکان پذیر شود
باید شرایط فنی و اقتصادی آماده و مهیا گردند . سوسیالیزم تخیلی عملا نشان
میدهد که تغییر شکل اجتماعی را نتیجه روح عدالتخواهی انسانها میداند ، در
حالی که این تغییرات حاصل تضادهای اجتماعی و مبارزاتی است که از این
تضادها سرچشمه میگیرد [١] .
بر عکس ، اگر سوسیالیزم را به عنوان یک شکل تاریخی مشخص جامعه ،
شکلی که بعد از گذشتن نیروهای مولده از یک درجه خاص تکامل ، وجود آن
ضرورت پیدا میکند ، تلقی نماییم ، سوسیالیزم به صورت یک علم در میآید
[٢] . سوسیالیزم علمی .
[١] این که تغییر شکل اجتماعی معلول روح عدالتخواهی باشد یا تغییر شرایط اقتصادی ، یک مطلب است ، و این که یک سلسله حقوق طبیعی هست که سوسیالیزم یا نوعی دیگر زندگی را نتیجه میدهد ، مطلب دیگری است . [٢] ولی تاریخ ، خلاف آن را نشان داد ، و از طرف دیگر علمی بودن سوسیالیزم هیچ گونه نیازی به این گونه فرض حرکت تاریخ ندارد ، بلکه فرضا جبر تاریخ به شکلی که >