نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
تاریخ ، نه به عنوان عکس العملی در برابر بیدادگریها ، بلکه به عنوان
برق هدایتی برای اجتماع که مانند همه جاندارهای دیگر راه خود را با
هدایت و بینش اختیارا و بدون جبر طی میکند پیش بینی و بر جامعه عرضه
شده باشد . عدالت به مفهوم واقعی خود قبل از سوسیالیسم وجود داشته است
و میتواند کوششهای سوسیالیستی با همه شکلهای نوی خود ، کوششی در راه همان
مطلوب قدیمی و ایدهآل کهن بشر به شمار رود [١] .
پس سوسیالیزم مفهوم دیگری غیر از عکس العملی از درد و غیر از شکل
تاریخی مشخصی از اجتماع دارد و آن یک نظر علمی حقوقی مبتنی بر حقوق
واقعی و طبیعی فرد و اجتماع است .
ایضا مینویسد :
" این نظریه که سوسیالیزم را عکس العملی در قبال بیدادگری اجتماعی
بدانیم ، اساسا جنبه تخیلی دارد و اگر دقیقتر آن را بررسی کنیم فرضیهای
است ادراکی . به طور قطع هر اجتماعی که به طبقات مختلف تقسیم شود ،
صحنه اجحاف ، عدم تساوی و بی عدالتی های کم و بیش پر سروصدایی خواهد
بود بر حسب درجه تکامل مرحله تاریخی مورد نظر . علت این بیدادگریها
ممکن است بسیار آشکار باشد و لکن راه حل آنها در شرایط اقتصادی
[١] مگر آن که بگوییم سوسیالیسم ، مرحله خاص از عدالت است که قبل از این مرحله نمیتواند وجود پیدا کند ، همچنان که کاپیتالیسم و فئودالیسم نیز مراحل دیگری از عدالت بودهاند . علیهذا از لحاظ هدایت نیز جامعه در هر مرحلهای به مرتبه خاصی هدایت میشود . اگر این طور گفته شود ، مسئله را طوری دیگر باید طرح کرد ، دیگر از ظالمانه بودن سرمایهداری نمیتوان لااقل در آغاز ظهور و رشدش بحث کرد ، و قسمت بعدی رد این احتمال است .