نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦
فعالیت خود را متوجه سود اقتصادی به تنهایی بکند .
یکی از ایرادهای مهم بر اصل " ارزش = کار " این است که به
فعالیتهای بشری ، بیش از حد جنبه مادی و سودجویی سود اقتصادی داده شده
است ، مثل این است که همه کارها از نوع عملگی دانسته شده است ، و حال
آن که در همان عملگی نیز سرعملگی مزد بیشتر دارد ، نه به واسطه صرف
انرژی بیشتر ، بلکه به واسطه زبر و زرنگی بیشتر سرعمله .
یازدهم : نظریه " ارزش هر چیز مساوی کاری است که صرف تولید آن چیز
شده است " نقش فعال طبیعت را که قادر است دهها و بلکه صدها برابر
کاری که صرف آن میشود تولید کند ، و به تعبیر قرآن شریف : " « کمثل
حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مائة حبة »" [١] مورد غفلت قرار
داده است . حداکثر این است که نظریه " ارزش = کار " در مورد طبیعت
مرده و مصنوعات جمادی مثل خانه و کارخانه و کفش و کلاه و غیره صادق باشد
، در مورد طبیعت زنده صادق نیست . طبیعت زنده ، همان طوری که
فیزیوکراتها گفتهاند ، بیش از مقداری که صرف آن میشود نتیجه و بار
میدهد [٢] خصوصا شاهکارهای طبیعت . آیا میتوان گفت لزوما ارزش گوشتی
که در بدن یک کره اسب و یا اسب قیمتی هست معادل است با کاه و جو و
علفی که حیوان خورده است ؟ این درست مثل این است که بگوییم ارزش یک
اندام زیبا و یک چشم و ابرو و چهره دلربا معادل
[١] بقره / . ٢٦١ [٢] همان طوری که قبلا اشاره کردیم مطابق نظر بعضی از فلاسفه الهی ، طبیعت مرده ، علت اعدادی طبیعت زنده است نه علت ایجابی آن . لهذا مانعی ندارد که معلول بر علت افزایش داشته باشد .