نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
تکنیک و صنعت دانست . این مخترعین هستند که توانستند ابزارهایی بسازند
که بتوانند صدها و بلکه میلیونها برابر کاری که صرف ایجاد آنها شده است
کار تولید کنند و طبیعت را استخدام کنند . سرمایهدار ، محصول علم را که
اثر نبوغ دانشمند و پیشرفت اجتماع است و به اجتماع تعلق دارد نه به فرد
[١] ، با خریدن ، استخدام میکند و از طرف دیگر نیروی کارگر را استخدام
میکند و سود سرشار میبرد . ریشه خلافکاری سرمایهداری جدید و همچنین تجارت
را تا آنجا که با کارخانهداری مربوط است باید در تحت اختیار قراردادن
وسائلی که به عموم مردم تعلق دارد و قابل خرید و فروش نیست جستجو کرد .
سوسیالیسم تنها از این راه است که قابل توجیه است [٢] . این وسائل بر
دو قسم است : وسائل و منابع طبیعی ، و وسائل و منابع صناعی . به همین
دلیل سوسیالیسم ، هم در قدیم میتوانسته است وجود پیدا کند ( به واسطه
منابع طبیعی ) و هم در جدید ( که منابع صناعی نیز به آن افزوده شده است
) .
[١] زیرا حتی خود دانشمند نمیتواند اختراع را در انحصار خود قرار دهد . [٢] اختراع و صنعت ، نظیر تألیف کتاب است . امتیاز کتاب تعلق دارد به مؤلف . مالک کاغذ و قلم حق دارد از روی نسخه ملکی خود برای مطالعه خود نسخهای استنساخ کند ، اما حق ندارد با کاغذ و مرکب و حروف چاپی و ماشین خود هزار نسخه از روی نسخه خود چاپ کند و به فروش برساند . در قدیم که چاپ نبود ، حق تألیف نبود ، ولی ماشین این حق را ایجاد کرده است . این حق را اجتماع اعتبار میکند . ولی چرا این حق در مورد صنایع و اختراعات اعتبار نمیشود ؟ چه فرق است میان کتابی که تألیف میشود و هزاران نسخه از آن به منظور تجارت چاپ میشود ، و ماشینی که اختراع میشود و هزارها ماشین نظیر آن بعدا ساخته میشود ؟ آیا استفاده دیگران از ابتکار او نظیر استنساخ کتاب با قلم است یا نظیر چاپ برای فروش است ؟ به عقیده ما شق سوم است که مشابه شق دوم است ، برای استفاده شخصی نیست ، برای تکثیر >