نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
گفتیم ارزش یک کالا - خواه امروز و خواه چند سال پیش تولید شده باشد ، در بحث ما اهمیت ندارد - به واسطه کار لازم برای ایجاد آن ، یا بهتر بگوییم ، برای ایجاد مجدد آن تعیین میگردد . پس بهای کالاهایی که نمیتوان آنها را دوباره ایجاد نموده و بدین جهت تولید آنها را نمیتوان به واسطه مبادله تنظیم کرد منوط و مربوط به ارزش نیست " . به نظر میرسد جواب بالا به اشکال بالا جز اعتراف به بن بست در باب ارزش ذاتی کار چیزی نیست ، بلکه ، و نیز اعتراف به این که عرضه و تقاضا تعیین کننده ارزش میباشند هست . زیرا این که میگوید : " ارزش یک کالا به واسطه کار لازم برای ایجاد مجدد آن تعیین میگردد ، پس بهای کالاهایی که نمیتوان آنها را دوباره ایجاد نمود و بدین جهت تولید آنها را نمیتوان به واسطه مبادله تنظیم کرد . . . " معنی اش این است که کالایی که نتوان مثل یا امثال آن را عرضه کرد ، خواه ناخواه به واسطه بالا بودن سطح تقاضا و پایین بودن سطح عرضه ، گران است . در صفحه ٢٣ تحت عنوان " شکل ارزش پول " میگوید : " چنان که میدانیم ارزش هر کالا به واسطه مقدار کار ساده اجتماعا لازم که برای تولید آن کار لازم است تعیین میگردد . ولی برای آن که محصولی ارزش داشته باشد کافی نیست که فقط مقداری کار برای آن مصرف شده باشد ، بلکه باید محصول آن ، در بازار در مقابل محصول دیگری واقع گردد و به واسطه مبادله ، مظهر مادی روابط کار که بین مردم وجود دارد قرار گیرد ، و گرنه محصول کار فقط دارای ارزش استعمال خواهد بود نه ارزش ذاتی . . . سازمان اقتصادی مبنی بر مبادله به