نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
. ٤ وقتی روابط بین مردم را در نظر بگیریم میبینیم بهای کالا میتواند بر حسب عرضه و تقاضا تغییر کند ، اما عرضه و تقاضا سطحی را که بها در پیرامون آن نوسان میکند تعیین نمینمایند ، و چنان که در پیش گفتیم ، بجز مخارج کار لازم برای ایجاد یک کالا ، محققا چیز دیگری نمیتواند تعیین کننده این سطح باشد . . . " . از نظر اقتصاد اخلاقی ، این مسئله قابل توجه است که نوسان قیمتها ، ارزش کار را بالا و پایین میبرد . آیا این ، خود به خود نوعی هرج و مرج و اجحاف قهری در حقوق کارگران نیست ، خصوصا با توجه به این که در این نوسان غالبا بالا رفتن ارزش ، نتیجهای عاید کارگر نمیشود بلکه عاید واسطه مبادله ، یعنی تاجر میشود . آیا این جهت دلیل بر برتری رژیم سوسیالیستی بر کاپیتالیستی نیست ؟ در ص ٢٣ تحت عنوان " کار مجسم و کار مجرد " میگوید : " در اقتصاد مبتنی بر مبادله ، به طور کلی و عموما کالاها بر حسب ارزش کارشان یعنی بر حسب مقدار کاری که برای تولید آنها لازم است مبادله میگردند . ولی کالاهایی که در بازار با یکدیگر مبادله میشوند ، نه فقط یک شکل نیستند بلکه غالبا از هر جهت مختلفاند . مثلا هیچ کس در بازار کوشش نمیکند یک جفت کفش را با یک جفت کفش دیگر که از کلیه جهات با یکدیگر شبیه و نظیرند مبادله کند . بنابر این ، مبادله همیشه بین دو جنس مختلف انجام میگیرد . . . در این صورت مقایسه و سنجش ارزش محصولات کارهای مختلف لازم میآید ، کار کفشدوز ، کار بافنده ، . . . وقتی این دو جنس به بازار میآیند ، با یکدیگر قابل تعویض و مبادلهاند . به واسطه این عمل ، خصائص ظاهری اشکال مختلف کار از میان میرود . از