نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
ولی میتوان گفت همین ، خود دلیل قاطعی است بر بطلان نظریه " ارزش مساوی کاری است که صرف تولید شیء شده است " ، بلکه ارزش ، مساوی است با اثری که بر آن شیء ، بالفعل بار است ، خواه کار زیاد مصرف آن شده است ، و خواه کار کم ، خواه علت آن که با آن که کار کم ، مصرف آن شده است [ ارزش زیادی دارد ] این است که ابتکار ، نقش خود را ایفا کرده است ، و خواه از آن جهت که طبیعت نقش فعالی داشته است ، مثل ما نحن فیه . طبیعت با صنعت ، نقش فعالی داشته است ، مثل ما نحن فیه . طبیعت با صنعت ، به عبارت دیگر طبیعت زنده و طبیعت مرده که بعدا بحث خواهد شد ، از این نظر متفاوت است . فرضا نظریه مساوات ارزش و کار مصرف شده در مورد صنعت صادق باشد در مورد طبیعت صادق نیست ، طبیعت همان طور که فیزیوکراتها گفتهاند قادر است که چندین برابر کاری که صرف آن شده است ثمر بدهد . هرگز نمیتوان گفت الزاما قیمت کره اسب مساوی خرجی است که صرف آن شده است ، و یا قیمت گوشت و نیروی عضلانی خصوصا در اسبهای دونده ، مساوی کاه و جوی است که صرف آن اسب شده است ، همچنان که عکس قضیه نیز صادق است ، یعنی بعضی اسبها یا قاطرها و گوسفندها هستند که به اصطلاح به خرجشان نمیارزند . ظاهرا علت این که قیمتها تدریجا در طول تاریخ بالا میرود و ارزش پول کم میشود ، قدرت طبیعت بر تولید بیشتر از مقدار کاری است که صرف آن میشود که تدریجا بر محصول و قدرت خرید میافزاید ( باید تأمل بیشتری بشود ) . به هر حال نظر بالا مبتنی بر این که " قانون مفرغ " از نظر خرید کارفرما یک قانون عادلانه است - آن طور که لازمه نظر مارکسیستها است - سخن نادرستی است .